خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

Usage for hash tag: تیرالین

  1. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...دانه دانه مروارید، همان گونه بی گُنه و کم یاب. این تن سرد و مرواریدها از کدام سوی است؟ پای کدام پَست دیوانه به میان است؟ دست بر دل مگذار، تیرالین! آه، تیرالین! آن پست دیوانه همین جاست، بی پروا و حقه باز به کنارم گام بر می دارد، گویی پای بر دل ساده ام می گذارد؛ بی باک از مَه و آتش به زبان...
  2. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    به نخستین دَمی که دیدمش می اندیشم؛ شاید باید بیندیشم؛ چرا که تیرالین پس از روزگاری دراز به نام و رنگی* رسیده، که قفل زبانش گشوده! ها! می گفتم! در این روزهای شگفت پی در پی، به نخستین هنگامی که دیدمش می اندیشم. او بهر من چون دگران بود؛ که اگر نه، شاید تا آنجا که پایم توان، می دویدم به گریخت* و اشک...
  3. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...در برم نیست، که همه شیرینی جان فشانی در راه دلبر است که این کویر* را آب دوباره می دهد! و بس خرسندم که دَم های بیهوده از تنم نرست* و همه از برای پاسداری ات بود، ماه روی! #تیرالین #دل_نوشته #پیچ_و_خم_دنج دو گوی درخشان: استعاره از دو چشم درخشان دَم مجاز از نفس کویر استعاره از زندگی نرست...
  4. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...نه! او نیز چون تو آدمی! بنگر،‌ به سان هر چه که در باغ دل کاشته ای و ترس برون ریختنش داری! سخن کن، تا پایان داستان خویش را بدانی؛ آری یا نه! هر گونه توانی آوا شو و گام؛ ولی خود به افسوس واپسین مرسان! که هیچش ارزش نیست، آنچه در پنهان و آشکار می گویند و دل ریز! #تیرالین #پیچ_و_خم_دنج #دل_نوشته
  5. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...بخواب! ما ز گیسو و نازت خواهیم گذشت، من دلبری ات به فراموشی می سپارم، تا بدان سان که تنی دیگر از جانم کَنَد، پس بیارام! این دلدار بی وفا پاکی چشم ها و آوای دل کشت از یاد به در می کند، اگر که به خاک و مرگ نرسد؛ اگر که جانی برایش بماند و اگر که تو، به نیکی بیارامی! #تیرالین #دل_نوشته...
  6. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...درهم می کشم. " ای خِرد! من بگریزم؟ هرگز! اگر فرمانت پذیرم، می دانم که روزگاری دراز بع پشیمانی و افسوس خواهم بود؛ چه مرا در بر گیرد و پذیرا باشد، چه به هر گونه که خواهان، از درب دلم برانَد." پس با آوایی لرزان دم می زنم: - دوستت دارم! #تیرالین #دل_نوشته #پیچ_و_خم_دنج به سان ارزن: به مقدار...
  7. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...و او را با آن چشم های پر شور و پاک در میان سیلی از مردم دون و پچ پچ وار تنها گذاشتم و اکنون پس از سال ها او را در میان همان مردم می بینم، که بی باکانه کف می زند و پای می کوبد، که های من! به راستی این من است که زمین می خورد و عرق شرم می ریزد! #تیرالین #دل_نوشته #پیچ_و_خم_دنج بی داد: ناعادلانه
  8. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...نیز کاغذ خون نوشته را با انگشتی که از خونِ رفته می سوزد، به آتش پیش پای می سپارم و با خنده ای دیوانه وار نابودی اش می نگرم. شیفتگی ناهنگام، دلبرِ بیگانه، خوش آوا، مایه ی شگفتی و خنده و به نام دیدار های بی نام و نشان و خسته کننده، پوزش و بدرود از شما! #تیرالین #پیچ_و_خم_دنج #دل_نوشته رسته: رها
  9. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...نیز چون آن شاهدخت، از برای بازگشت شاهزاده ای خوش نام و گیرا چشم به راه بود و آه کِش! ولی اکنون که با دلی پرشور از دیدار شاهدخت صورتی پوش دلباخته از درب به این سوی آیید، شاه بانوی زره سیاه با تیری تیز شما را مهمان نوازی خواهد کرد! #تیرالین #دل_نوشته #پیچ_و_خم_دنج گریست: مخفف گریستن...
  10. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...آسمان برخیزد، چنین زمزمه می کند: - در پی این دیوانه بودن تنها بی پا و سرت می کند! دَمی لرزان می گیرم و گرفته پاسخ می گویم: - من... به بی پا و سرت بودن در راهت خشنودم، اگر که به راستی... همراهم باشی. پس چشم فرو می بندم و او واپسین را پچ پچ وار دم می زند: - هستم. #تیرالین #پیچ_و_خم_دنج #دل_نوشته
  11. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...نگاهت می گریزم؟ که اگر نگریزم، بس در آن دریای ژرف فرو خواهم رفت. که گر گریزان نباشم، کس مرا رهایی دهنده اش نباشد؛ دست کم خودت؛دلبر شیرین! #تیرالین #دل_نوشته #پیچ_و_خم_دنج **** دلبر...دلدار...معشوق...هر که هستی بازا! بگویمت دلبر طناز؛جای افسوس و خنده نباشد؟ تو دیوانه ای یا که من؟ من دلدارم...
  12. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...بودم و دل بر دیگری داده. به راستی من چه بودم؟ ولی هر چه بودم، هستم و خواهم بود؛تا این جهان پا برجاست و ریشه ی شیدایی ات در دل من؛ من سودای دیدارت در سر دارم و تشنه ی آن نگاه خیره ات باشم. ای سر و سامان منِ شیدا؛ تا هنگامه ی دیدارت با این دلداده، بدرودت و بدرودت... #تیرالین #دل_نوشته...
  13. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...هنگامه ی بازگشت است !!! ترانه سرایی می گفت: (دلدار من دلدار من دل می بری و می روی ) به گمانم از توی بی وفا، از توی ستم کار سخن می گفت و این تویی که من هر دم ناسزایش می گویم؛ بسی با یک نگاه ژرف و پاک دل مرا برده ... پس بس است دیگر... بیا و دل رمیده ی مرا مرهم باش! #تیرالین #دل_نوشته #پیچ_و_خم_دنج
  14. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...که خم میان ابرو و گذر چرا! و بدان ما می توانستیم به ناموری شیرین و فرهاد رسیم، اگر که پل های پشت سر به آتش دوزخ دگرگون* نمی ساختیم. #دل_نوشته #پیچ_و_خم_دنج #تیرالین #TO_NO_ONE دگرگون: تبدیل نوشیدن سیاهی افسون: تجربه ی اتفاقات ناگوار و حال بد آبی آسمان پاک: اتفاقات خوشایند و زیبا چکامه سرا...
  15. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...لَب به خنده گشود، من نیز. ولی گویی راست سخن اند، آنان که می گویند هر آغازی پایانی دارد. پایان ما نیز یک گفتگوی نفرینی و ناچیز بود؛ ولی همان ناچیز نام سیلی سرخم روانه کرد و تو را از برم براند. و نیز اکنون است، که از تو تنها اندیشه مانده و دیدار های ناخواسته ی شگفت. #تیرالین #دل_نوشته #پیچ_و_خم_دنج
  16. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...همیشه تیمارت* شوم. سوی من شو، تاز از خون و اشک به چاشنی عرق برهیم؛ نقاب اندازیم و چه گره* ای است، اگر به دیدار و رسیدنی شیرین روی آوریم. آری، گوهر شب! نزدیک آی، که من به تنهایی خوش و ناخوشت را خریدارم. #تیرالین #دل_نوشته #پیچ_و_خم_دنج #TWICE #behind_the_mask گره استعاره از مشکل تیمار...
  17. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...از خموشی دراز میانمان، اندک سری خم می کنم و خوش رو می گویم: - از دیدارتان نیک بختم. و سیاه پوش وارسته در پاسخ، موسیقی را از گوش هایم دور می کند و می گوید: - من نیز نیک بختم و... سر به زیر می اندازد. - گویی این همان دگرگونی جان است، که قلم ها نگاشته اند. #تیرالین #دل_نوشته #پیچ_و_خم_دنج...
  18. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...گرگی دیدم، تیز دندان و زخمی! + من بسی شرمسارم، ولی این گرگ، من است، مهتر! اگر به روزگار پیشین بازگردم، آن گرگ تمامِ من است، که خونگرم زنَد و مرگ! پس دستم گیر و بگریز! #دل_نوشته #تیرالین #پیچ_و_خم_دنج به برگ کاهش می سپارند: اهمیت نمی دهند واپسین: آخرین تیمار: غمخوار خونگر: خنجر دگرگون: متفاوت
  19. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...که چشمانم را خسته در پی ات می فرستاد؛ های من! آن دلبر پیشین به کجا است، به کدام رنگ و جامه و نگاه... ولی در راستین و به سخنی که هم از خِرد برآید و هم از دل و جان، من درب دل بر تو بسته ام و های ای پاره جان! این حنای زیبا و خوشبوی تو، بر من هزار رنگ، رنگی ندارد! #تیرالین #پیچ_و_خم_دنج #دل_نوشته
  20. elina2003

    دل نوشته پیچ و خم دنج | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

    ...که در دست چون پارچه ای چرکین و از در* آتش گرفتنی! و تو؟ نمی دانم! ولی گویی سزایت این است، که تنها می توانی از دور گواه شادمانی و سرزندگی ام باشی؛ آری! شادی و سرزندگی که هیچگاه با دلباختگی بسیارم پیشکش نکردی، والای خون به روی*! #تیرالین #پیچ_و_خم_دنج #دل_نوشته از در: شایسته خون به روی کنایه از...
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا