خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

Sajede Khatami

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
18/8/23
ارسال ها
153
امتیاز واکنش
1,252
امتیاز
153
سن
19
زمان حضور
2 روز 3 ساعت 4 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت صد و بیست و نه
خانم‌جان میز چسبیده به دیوار را به وسط آشپزخانه منتقل کرده بود تا از صندلی بلااستفاده پشت آن برای نشستن ارمیا بهره ببرد و حال همه دور تا دور میز را پر کرده و مشغول صرف اولین شام پس از آمدن او به اینجا بودیم.
از عصر به بعد هرگاه که با او مواجه شده بودم جز اخم چیزی تحویل نگاهم نداده بود و این فقط مرا معذب‌تر و...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان ماهیت نهفته | Sajede Khatami کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: Essence، -FãTéMęH- و MaRjAn

Sajede Khatami

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
18/8/23
ارسال ها
153
امتیاز واکنش
1,252
امتیاز
153
سن
19
زمان حضور
2 روز 3 ساعت 4 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت صد و سی
با ابروهایی که به یک‌دیگر نزدیک شده بودند لـ*ـب زدم:
- مگه چی شده؟
آه عمیقی کشید:
- پیرمرد انگار دیوونه شده!
مکثی کرد و سپس با حرص لـ*ـب زد:
- امروز وقتی می‌خواستم برم خرید کنم فراموش کردم درو قفل کنم؛ وسط راه یادم اومدها ولی چون خوابیده بود فکر می‌کردم مشکلی پیش نمیاد.
آهی از سـ*ـینه‌اش بیرون دوید و او ادامه داد:
- اما وقتی...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان ماهیت نهفته | Sajede Khatami کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • عالی
Reactions: -FãTéMęH- و MaRjAn

Sajede Khatami

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
18/8/23
ارسال ها
153
امتیاز واکنش
1,252
امتیاز
153
سن
19
زمان حضور
2 روز 3 ساعت 4 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت صد و سی و یک
اولین شب ماندن او در آن خانه برایم فراموش شدنی نبود.
نیمه شب هنگامی که تمام ساختمان را سیاهی شب پر کرده بود و خواب مهمان چشم‌هایمان شده بود ناگهان فریاد بلندی پرده‌ی خواب را از چشمانم کنار زد.
هراسان و با قلبی که با نهایت قدرت خود را بر سـ*ـینه‌ام می‌کوبید گنگ به فضای تاریک اتاق می‌نگریستم.
دستم بی‌اختیار روی قلبم نشسته...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان ماهیت نهفته | Sajede Khatami کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • عالی
Reactions: -FãTéMęH- و MaRjAn

Sajede Khatami

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
18/8/23
ارسال ها
153
امتیاز واکنش
1,252
امتیاز
153
سن
19
زمان حضور
2 روز 3 ساعت 4 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت صد و سی و دو
پرهام با ابروهای درهمی که چهره‌اش را پر کرده بود سنگ ریزه‌های مقابلش را با پایش به هر طرف پرتاب می‌کرد.
من هم چشم دوخته بودم به موبایل درون دستانم، راستش از اینکه مشکلی روی دستم نگذاشته بود خوشحال بودم.
با صدای او نگاهم را در نگاه اخم‌آلودش حل کردم:
- اصلا چرا پسر عموت اومده اینجا؟
نگاهم را از او گرفته و به درخت‌های...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان ماهیت نهفته | Sajede Khatami کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • عالی
Reactions: -FãTéMęH- و MaRjAn

Sajede Khatami

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
18/8/23
ارسال ها
153
امتیاز واکنش
1,252
امتیاز
153
سن
19
زمان حضور
2 روز 3 ساعت 4 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت صد و سی و سه
مدتی از آمدن ارمیا می‌گذشت و کابوس‌هایی که هرشب با صدای فریادش آقاجان را به اتاقش می‌کشاند کمتر شده بود!
ارمیا مرد تقریبا راحتی بود؛ اما همیشه چهارچوب‌ها را نگه می‌داشت. معمولا خیلی کم، نگاه بی پرده‌اش نصیبم می‌شد؛ نگاهی که در عمق سیاهی‌اش چیزی انگار خاطرش را آزرده بود.
به هرحال خانم‌جان به حجب و حیای پسرش...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان ماهیت نهفته | Sajede Khatami کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • عالی
Reactions: -FãTéMęH- و MaRjAn

Sajede Khatami

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
18/8/23
ارسال ها
153
امتیاز واکنش
1,252
امتیاز
153
سن
19
زمان حضور
2 روز 3 ساعت 4 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت صد و سی و چهار
خرید‌ها را روی میز قرار دادم و همان‌طور که آب دهانم را فرو می‌خوردم آهسته لـ*ـب زدم:
- چطور مگه؟
خانم‌جان روسری سیاه ابریشمش را کمی عقب راند که موهای جو گندمی‌اش از زیر روسری نمایان گشت؛ آهی کشید و با تاسف لـ*ـب زد:
- پسره انگار چیزی از ادب و احترام نمی‌دونه!
امروز با محمود آقا یه جوری حرف می‌زد که حتی شرمم می‌شه بگم...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان ماهیت نهفته | Sajede Khatami کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • عالی
Reactions: -FãTéMęH- و MaRjAn

Sajede Khatami

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
18/8/23
ارسال ها
153
امتیاز واکنش
1,252
امتیاز
153
سن
19
زمان حضور
2 روز 3 ساعت 4 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت صد و سی و پنج
عاصی غر زد:
- من رو با زنه خدا بیامرزش اشتباه گرفته انگار!
لـ*ـب گزیدم و همان‌طور که به سوی آینه می‌رفتم شال لیمویی رنگ را بر سرم آویختم و با لحنی آرام گفتم:
- خب وقتی‌که غذا درست می‌کنی؛ نباید ازش غافل بشی.
عصبی لـ*ـب زد:
- من غافل نشدم؛ فقط حواسم رفت پی تو!
لبخندی بر لـ*ـبم آمد؛ او هم عاصی ادامه داد:
- دلم برات تنگ شده...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان ماهیت نهفته | Sajede Khatami کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • عالی
Reactions: -FãTéMęH- و MaRjAn

Sajede Khatami

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
18/8/23
ارسال ها
153
امتیاز واکنش
1,252
امتیاز
153
سن
19
زمان حضور
2 روز 3 ساعت 4 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت صد و سی و شش
پیش از آنکه از اتاق بیرون بزنم؛ باری دیگر نگاهم را به آینه سپردم و به تصویری دختر نشسته در آینه خیره شدم.
مقنعه‌ی سیاه رنگ را جلوتر کشیده و دستی به مانتوی سیاهم کشیدم.
همان‌طور که به مچ دستانم عطر می‌زدم نگاهم تقدیم پنجره شد.
پنجره‌ای که منظره‌ی صبحی با ابرهای درهم تنیده را مقابل چشمانم می‌آورد.
لبخندی کوچک بر لبانم...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان ماهیت نهفته | Sajede Khatami کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • عالی
Reactions: -FãTéMęH- و MaRjAn

Sajede Khatami

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
18/8/23
ارسال ها
153
امتیاز واکنش
1,252
امتیاز
153
سن
19
زمان حضور
2 روز 3 ساعت 4 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت صد و سی و هفت
نگاه پرهام به ما دوخته شده بود؛ نگاهی خشمگین و به قول خانم‌جان شاید حتی ترسناک، او با آن نگاه عسلی وحشی‌اش خیره‌ام بود؛ خیره‌ی من که از پشت شیشه‌ی ماشین با نگاه مضطربم به او می‌نگریستم.
لـ*ـب‌هایش را به هم فشرد و موهای فر خرمایی رنگش را از روی پیشانی کنار زد تا بهتر بتوانم ابروهای درهم رفته‌اش را ببینم.
لـ*ـب گزیدم و...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان ماهیت نهفته | Sajede Khatami کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • عالی
Reactions: -FãTéMęH- و MaRjAn

Sajede Khatami

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
18/8/23
ارسال ها
153
امتیاز واکنش
1,252
امتیاز
153
سن
19
زمان حضور
2 روز 3 ساعت 4 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت صد و سی و هشت
آنگاه که صدای خنده‌هایمان، در حالی‌که دوشادوش هم قدم برمی‌داشتیم؛ لای مولکول‌های هوا غلت می‌خورد از یادم رفته بودم که من و او نباید کنار هم و در یک قاب ظاهر شویم.
از یاد برده بودم و همین کوتاهیِ من، قابی ساخت از من و پرهام مقابل چشمان ارمیا!
چطور از یاد برده بودم که ظهر است و هرگاه هم احتمال رسیدن آن‌ها وجود دارد؟...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان ماهیت نهفته | Sajede Khatami کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • عالی
Reactions: -FãTéMęH- و MaRjAn
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا