خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

Yaldaent

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
17/4/21
ارسال ها
1
امتیاز واکنش
5
امتیاز
3
سن
20
محل سکونت
مشهد
زمان حضور
12 ساعت 23 دقیقه
دوتا دختر و پسر که مجبور بودن به اجبار پدربزرگ هایشان برن به رستوران مشترک آنها و آن رستوران که در روستایی قرار داشت را اداره کنند آن دو باهم دیگر لجبازی میکردند ولی در آخر عاشق هم شدند
فک کنم ته دیگمو پس بده اس..


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 
  • تشکر
Reactions: زهرا.م، ~Reihaneh Radfar~ و ~Najwa_m~

Atna_vlzd

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
20/4/21
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
1
امتیاز
1
سن
19
زمان حضور
40 دقیقه
یه رمان هست حدود 7 سال پیش خوندمش
داخل اون یه دختره با ماشین با یه مرده تصادف میکنه و اون مرده هم فلج میشه و این دختره هم مجبور میشه ازش مراقبت کنه
اگه میشه اسمش رو بگید
عشق بااعمال شاقه


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 
  • تشکر
Reactions: ~Reihaneh Radfar~

hazal

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
22/4/21
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
1
امتیاز
1
سن
18
زمان حضور
1 ساعت 49 دقیقه
یه رمانی بود که پسره مجبور میشه زن و بچشو ولکنه الان بعد چندسال برگشته و وقتی دختره بچشو میبره خواهر شروهرش و مادرشوهرش ببینن پسره هم بچشو میبینه دختره هم با مادربزرگش زندگی میکنه فک کنم اسم دختره یا بچش بهار بود


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 
  • تشکر
Reactions: ~Reihaneh Radfar~

hosina

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
22/4/21
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
1
امتیاز
1
سن
23
زمان حضور
1 ساعت 5 دقیقه
سلام ببخشید من یکی دو سال پیش یه رمانی رو خوندم که ترسناک بود و ایرانی هم بود منتهی نه اسم خودش و نه شخصیتاش اصلا یادم‌نمیاد

خیلییی ام دنبالش گشتم اما بی فایده بوده

میخواستم بهتون بگم که اگر میدونید یا میتونید از بچه ها بپرسید که بهم بگن خودتونم تو پیج بذارید واقعا عالی بود رمانش

رمان درمورد دختری بود که پدر و مادرش بدون اجازه ی پدربزرگ مادریش ازدواج کرده بودن خارج بزرگ شده بود و تاحالا هیچ کودوم از اقوامشو ندیده بود ، این دختر نقاش بود و همیشه تو رویاش یه باغی رو میدید و در یه زیر زمین رو همین باعث میشه بدون اطلاع پدر و مادرش یه نامه بذاره و بیاد ایران خونه ی پدربزرگش، پدر بزرگش هم تنها با خدمتکارها و یکی از نوه های پسریش (که بادم‌نمیاد کی بود ) زندگی میکرد یه مدت بعد از رفتنش میگذره که متوجه میشه تو اتاقی که هست کلاغ ها میان و خودشونو میزنن به پنجره ی اتاقش روح به زنو میدید که لباس عروس سفید و خونی تنشه اینقدر اتفاقای ترسناک براش میوفته که حالش بد میشه پدر و مادرش میان ایران و میبرنش اما طاقت نمیاره و برمیگرده و میفهمه این روحی که میدیده مادر بزرگش بوده و پدربزرگش اونو کشته بوده و تو زیرزمین دفنش کرده بوده و دلیلشم پاپوشی بود که خدمتکارشون براشون دوخته بود اخرشم با اون نوه ی پسریش ازدواج میکنه


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 
  • عالی
Reactions: ~Reihaneh Radfar~

FArnaz_83

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
25/4/21
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
2
امتیاز
3
سن
16
زمان حضور
1 ساعت 13 دقیقه
سلام من دنبال یه رمانی هستم که دختره و پسره یاهم همسایه بودن خانواده ها رابـ*ـطه خوبی با هم دارن پسره پلیسه اسم دختره سما یا اسما اسم پسره هم سپهره لطفا اگه کسی میدونه بگه


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 
  • تشکر
Reactions: ~Reihaneh Radfar~

Nilan

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
10/3/21
ارسال ها
7
امتیاز واکنش
145
امتیاز
28
سن
18
محل سکونت
خونمون
زمان حضور
2 روز 10 ساعت 2 دقیقه
سلام عزیزان.
من دنبال یه رمانی میگردم که دوسال پیش خوندم.
الان هر چقدر میگردم پیدا نمیکنم.
داستان درباره فاطمه که تو خانواده چهار تفره زتدگی میکنه. فاطمه یه دوست به اسم سارا داره که باهاش خیلی صمیمی هست و رفت و امد داره. داداش سارا یعنی سامان عاشق فاطمه میشه و فاطمه هم عاشق همون ولی با قتل غیر عمدی که پدر فاطمه انجام میده خانواده سامان اجازه نمیدن که با فاطمه ازدواج کنه و اون رو مجبور میکنن با دختر همکارش ازدواج کنه. فاطمه بعد از شنیدن این خبر دوبار خودکشی میکنه ولی بعد به خارج از کشور میره و با یه مسره به اسم نیما آشنا میشه و برای در آوردن حرص سامان نقش نامزد سوری هم رو بازی میکنن.
لطفا اگر اسمش رو بلدید بگید:sorrow:


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 

ارامش

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
3/5/21
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
0
امتیاز
0
سن
20
زمان حضور
8 دقیقه
سلام یه رمان بود که دختر رو به ازدواج اجباری مجبور می کنن با یه پسر فوتبالیست ولی اون چون نمی خواد ازدواج کنه خودش رو به بدترین شکل درست می کنه میره مجلس خواستگاری که شاید یه فرجی شد و پسر بدش اومد ازش ولی پسره هم مجبور بوده( چون یکی دیگع رو دوست داره که آخرش دختره بهش خیـ*ـانت می کنه )
ولی اونا ازدواج کردند و دختر تو طبقه ی بالای خونه ی پسر زندگی می کرد و .....
هر کی اسم رمان رو میدونه لطفا بگه
اسم رمان طلایه ☹


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 

Zahra.f.d

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
9/5/21
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
0
امتیاز
0
سن
21
زمان حضور
20 دقیقه
سلام دنبال یک رمان میگردم که چند وقت پیش یه تیکه ای ازش رو خوندم.یه دختر و پسر که خوابگاه هاشون کنار هم بود و شبا می‌رفتند بالا پشت بوم و با کاغذ یا هم حرف می‌زدند.بدون اینکه هم دیگه رو بشناسند یا ببینند


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 

Bahar.eshagbi

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
26/4/21
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
1
امتیاز
1
سن
27
زمان حضور
41 دقیقه
سلام دنبال یه رمانم که یه دختره بود که وضع مالیشون خوب نبود بعد باباشم دست بزن داشت و بددهن بود همش مادرشو کتک میزد ، یه دوستی داشت که پسر بود فکرکنم اسش اردلان بود بعد دختر تو شرکتی کار پیدا کرد که صاحبش یه پسر نابینا بود با هم ازدواج میکنن بعد پسره شکاک میشه کتکش میزنه بچش سقط میشه آخرشم دختره با پسری به اسم رضا که پلیسه ازدواج میکنه


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 
  • تعجب
Reactions: ~Najwa_m~
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا