- عضویت
- 13/12/23
- ارسال ها
- 181
- امتیاز واکنش
- 1,112
- امتیاز
- 188
- زمان حضور
- 1 روز 18 ساعت 9 دقیقه
نویسنده این موضوع
گونهاش به آرامی بر روی پوست صورت میگل لغزید؛ مانند تکه چرم نمخوردهای که روی سنگ سردی کشیده میشود و نوار طلایی رنگ موهایش را به سمت یقهی خونآلودش، سرازیر میکند. در نزدیکی مطلق، فاصلهای باقی نمانده بود و نفسهای میگل، بریده اما سنگین، از کنار گوشش عبور میکردند؛ مانند تکرار صدای قدمهایی دور در یک راهروی بسته.
نمیدانست که چرا...
نمیدانست که چرا...
برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.
بـــــــرگزیده رمان کاراکال | MINERVA کاربر انجمن رمان ۹۸
رمان ۹۸ | دانلود رمان
نودهشتیا,بزرگترین مرجع تایپ رمان, دانلود رمان جدید,دانلود رمان عاشقانه, رمان خارجی, رمان ایرانی, دانلود رمان بدون سانسور,دانلود رمان اربابی,
roman98.com

