خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

Pariaaaaa

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
17/10/25
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
0
امتیاز
0
زمان حضور
46 دقیقه
سلام من دنبال رمانی هستم که خیلی سال پیش از سایت 98IA گرفته بودم
در مورد یه خانواده بزرگ پولدار کرد هستش
شخصیت اول رمان یه دختر کم سن و سال که عاشق پسری هستش ولی سر جریاناتی عمو و پدرش مجبورش میکنن با پسر یکی از فامیل‌های دورشون که از خارج کشور اومده ایران و خونه اینا میمونه ازدواج کنه
بعد سالها دختره برمیگرده ایران چون عموش مریضه و خواسته اونو ببینه
دختره بعد برگشتش متوجه میشه عشقش با دختر عموش به درخواست عموش ازدواج کرده
اول رمان هم اگه اشتباه نکنم دختره تو فرودگاه داره برمیگرده ایران


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 

sssnazanin

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
3/12/25
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
0
امتیاز
0
سن
22
زمان حضور
21 دقیقه
سلام
یک رمان بود هر چی فکر میکنم اسمش یادم نمیاد
اینجوری بود که دختر داستان مادر و پدرش طلاق گرفته بودن بعد بابای دختره دوباره ازدواج کرده بود دختره نمیدونم یک بحثی با زن بابا میکنه از خونه میزنه بیرون میره پیش دوست پسرش، دوست پسرش با رفیقاش میخواستن دختره رو اذیت کنن که دختره فرار میکنه میره تو یک خونه که درش باز بوده میشه پرستاره دختر اون صاحب خونه و اونجا پیششون میمونه چون زن صاحب خونه مرده بوده
کسی میدونی اسمش چیه؟
حتی اسم شخصیتاشم یادم نمیاد


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 

kiana_hz

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
12/12/25
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
0
امتیاز
0
سن
26
زمان حضور
5 دقیقه
"دنبال رمانی هستم که حدود ۷-۸ سال پیش در سایت‌ها منتشر می‌شد. داستان درباره دختری بود که با برادر رئیس سابقش ازدواج می‌کنه. پسر (همسر جدید) به خاطر ترومای بی احترامی به مادرش در کودکی، مشکل روانی شدید داشت و یک بار نزدیک بود دختر رو در خواب خفه کنه. پسر سیگاری بود و ساعت دست نمی‌کرد. توی داستان، دایی مریض پسر نقش کلیدی داشت که در آخر فوت می‌کرد. یه صحنه معروف داشت که پسر، دختر رو می‌بره جگرکی و یه صحنه دیگه هم داشت که پسر، درس استاتیک رو به دختر یاد می‌داد."


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 

zahrasadat

عضو جدید انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
21/2/26
ارسال ها
0
امتیاز واکنش
0
امتیاز
0
سن
25
زمان حضور
7 دقیقه
سلام یک رمانی بود دختر نامزدش میمیره بعد باید با اقوام نامزدش ازدواج کنه چون رسم و رسومشون هست که تنها پسر مجرد عمو یا دایی نامزدش هست که خان کُرد یا لر هست .
دختر هم فکر کنم پرستار هست .
اسم پسره هم کردی بود ولی یادم نیست چی بود .


~♦•پیدا کردن رمان‌های گمنام•♦~

 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا