خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

bi nhayat.83

کاربر نیمه فعال
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
17/11/20
ارسال ها
266
امتیاز واکنش
2,845
امتیاز
118
سن
15
محل سکونت
♡شهر عشق♡
زمان حضور
21 روز 3 ساعت 20 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت نهم
صدای پسرا بلند شد و موافقت‌شون رو اعلام کردند.
آقای داوودی، برگه‌های امتحان رو از لای دفتر نمره در اورد و بین بچه‌ها، پخش کرد.
طبق عادت همیشگیم، اول همه سوال‌ها رو نگاه کردم...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان رویای بی نهایت | bi nhayat.83 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • جذاب
  • عالی
Reactions: Fatemeh Deris، ho mo، cr7 و 21 نفر دیگر

bi nhayat.83

کاربر نیمه فعال
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
17/11/20
ارسال ها
266
امتیاز واکنش
2,845
امتیاز
118
سن
15
محل سکونت
♡شهر عشق♡
زمان حضور
21 روز 3 ساعت 20 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت دهم
پسرا هم امتحان‌شون رو داده بودند و توی سالن مدرسه، مشغول صحبت بودند.
بدون توجه به‌شون، وارد کلاس شدم.
لقمه‌ای که مامان برام درست کرده بود رو، خوردم.
بعد از چند دقیقه، دوباره...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان رویای بی نهایت | bi nhayat.83 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • جذاب
  • عالی
Reactions: Fatemeh Deris، ho mo، cr7 و 20 نفر دیگر

bi nhayat.83

کاربر نیمه فعال
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
17/11/20
ارسال ها
266
امتیاز واکنش
2,845
امتیاز
118
سن
15
محل سکونت
♡شهر عشق♡
زمان حضور
21 روز 3 ساعت 20 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت یازدهم
چند دقیقه از رفتن پریسا نه گذشته بود که مامان به سراغم اومد.
یک دستش رو روی دستگیره گذاشت و دست دیگش رو، به کمرش تکیه داد.
لبخندی زد و گفت:
-آماده...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان رویای بی نهایت | bi nhayat.83 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: Fatemeh Deris، ho mo، cr7 و 19 نفر دیگر

bi nhayat.83

کاربر نیمه فعال
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
17/11/20
ارسال ها
266
امتیاز واکنش
2,845
امتیاز
118
سن
15
محل سکونت
♡شهر عشق♡
زمان حضور
21 روز 3 ساعت 20 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت دوازدهم
پخش ماشین رو روشن کردم و یکی از آهنگ‌های علی عباسی رو پلی کردم.
سرم رو روی شیشه تکیه دادم و بیرون رو نگاه کردم.
همه کوچه‌های روستا، غرق شده بودند توی سکوت و برگ‌هایی که روی زمین ریخته بودند؛ فقط چند نفری بودند که جلوی...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان رویای بی نهایت | bi nhayat.83 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • تشویق
Reactions: Fatemeh Deris، ho mo، cr7 و 19 نفر دیگر

bi nhayat.83

کاربر نیمه فعال
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
17/11/20
ارسال ها
266
امتیاز واکنش
2,845
امتیاز
118
سن
15
محل سکونت
♡شهر عشق♡
زمان حضور
21 روز 3 ساعت 20 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت سیزدهم
انقدر از دستش عصبانی بودم که اگه دستم بهش می‌رسید، قطعا خفش می‌کردم.
پسره‌ی احمق پیش خودش چه فکری کرده بود؛ فقط به حرمت خانوادش و خواهرش نازنین که دوست صمیمیم بود، به خانوادم چیزی نگفته بودم؛ وگرنه یه بلایی سرش می‌اوردم که...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان رویای بی نهایت | bi nhayat.83 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • تشکر
  • عالی
Reactions: Fatemeh Deris، ho mo، cr7 و 15 نفر دیگر

bi nhayat.83

کاربر نیمه فعال
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
17/11/20
ارسال ها
266
امتیاز واکنش
2,845
امتیاز
118
سن
15
محل سکونت
♡شهر عشق♡
زمان حضور
21 روز 3 ساعت 20 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت چهاردهم
بعد از یک ساعت، به خونه رسیدیم.
دیگه هوا کاملا تاریک شده بود.
اگه بخوام دیدن امیررضا و حرفاش رو فاکتور بگیرم، می‌شه گفت روز خوبی بود؛ اما حسابی خسته شده بودم.
از مامان بابت این که نمی‌تونستم کمکش کنم، عذر خواهی کردم و سریع به سمت اتاقم رفتم.
یه دست...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان رویای بی نهایت | bi nhayat.83 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • تشکر
  • عالی
Reactions: Fatemeh Deris، ho mo، cr7 و 14 نفر دیگر

bi nhayat.83

کاربر نیمه فعال
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
17/11/20
ارسال ها
266
امتیاز واکنش
2,845
امتیاز
118
سن
15
محل سکونت
♡شهر عشق♡
زمان حضور
21 روز 3 ساعت 20 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت پانزدهم
تصمیم گرفتم که به حسنا زنگ بزنم. با اعصابی بهم ریخته، دوباره به سمت آشپزخونه رفتم.
مامان داشت، میز رو جمع می‌کرد.
رفتم به سمتش و با صدایی پر از خواهش گفتم:
-مامان جون، میشه موبایل تو بدی به حسنا زنگ بزنم؟
لبخندی زد و گفت:
آره عزیزم؛ روی کاناپه...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان رویای بی نهایت | bi nhayat.83 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
Reactions: Ryhwn، Fatemeh Deris، ho mo و 9 نفر دیگر
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا