خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

mahaflaki

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
26/7/18
ارسال ها
791
امتیاز واکنش
13,417
امتیاز
303
محل سکونت
Golestan
زمان حضور
64 روز 22 ساعت 18 دقیقه
با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه


عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه


بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد؟


با من تنها تر از ستارخان بی سپاه


موی من مانند یال اسب مغرورم سپید


روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه

هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق


کنده ی پیر بلوطی سوخت نه یک مشت کاه


کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود


یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه


آدمیزادست و عشق و دل به هر کاری زدن


آدم ست و سیب خوردن آدم ست و اشتباه


سوختم دیدم قدیمی ها چه زیبا گفته اند


"دانه ی فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه"


اشعار حامد عسکری

 

mahaflaki

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
26/7/18
ارسال ها
791
امتیاز واکنش
13,417
امتیاز
303
محل سکونت
Golestan
زمان حضور
64 روز 22 ساعت 18 دقیقه
هر نسیمی كه نصیب از گل و باران ببرد



می تواند خبر از مصر به كنعان ببرد

آه از عشق كه یك مرتبه تصمیم گرفت:

یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد

وای بر تلخی فرجام رعیت پسری

كه بخواهد دلی از دختر یك خان ببرد

ماهرویی دل من برده و ترسم این است

سرمه بر چشم كشد،زیره به كرمان ببرد


دودلم اینكه بیاید من معمولی را

سر و سامان بدهد یا سر و سامان ببرد

مرد آنگاه كه از درد به خود میپیچد

ناگزیر است لبی تا لـ*ـب قلیان ببرد

شعر كوتاه ولی حرف به اندازه ی كوه

باید این قائله را "آه" به پایان ببرد

شب به شب قوچی ازین دهكده كم خواهد شد

ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد!


اشعار حامد عسکری

 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا