بستن اطلاعیه

*فراخوان*

سلام مهمان عزیز

از لینک زیر دیدن فرمایید:

فراخوان: تکمیل کادر انجمن

نقد و بررسی فیلم روزی روزگاری در هالیوود ( Once Upon a Time in Hollywood )

شروع موضوع توسط Cinder ‏14/8/19 در انجمن نقد و بررسی فیلم های ایرانی و خارجی

  1. Cinder

    Cinder سرپرست فرهنگ و ادب + مدیر آزمایشی ورزش عضو کادر مدیریت مدیر تالار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/18
    ارسال ها:
    3,410
    تشکر شده:
    6,447
    امتیاز دستاورد:
    283
    [​IMG]

    خبر ساخته شدن فیلم « روزی روزگاری در هالیوود » در حالی منتشر شد که به دلیل فساد اخلاقی هاروی واینستاین، تهیه کنندگی همیشگی کارهای تارانتینو، این کارگردان با چالش های فراوانی مواجه شد. با اینحال خیلی طول نکشید که تارانتینو تهیه کننده معتبری را بیابد و از ستاره های مطرحی همچون لئوناردو دی کاپریو، برد پیت و البته آل پاچینو در فیلم بهره ببرد. نخستین نمایش فیلم « روزی روزگاری در هالیوود » در جشنواره فیلم کن انجام شد و با استقبال بسیار مناسب تماشاگران و کارشناسان سینمایی همراه شد. با اینحال جز یک جایزه به سگِ فیلم (!) دستاورد دیگری نصیب تارانتینو در آن جشنواره نشد تا زمان اکران رسمی فیلم فرا برسد و علاقه مندان به سینما ببینند که پس از تجربه جذاب « هشت نفرت انگیز »، تارانتینو اینبار قرار است چه دستاوردی در سینما بدست آورد.

    داستان فیلم در سال 1969 روایت می شود و ما در این دوران با بازیگری افول کرده به نام ریک ( لئوناردو دی کاپریو ) مواجه هستیم که نه تنها در بازیگری بلکه در زندگی شخصی نیز فردی شکست خورده محسوب می شود. صمیمی ترین دوست او به نام کلیف ( برد پیت ) که از لحاظ شخصیتی با خودِ ریک تفاوت های زیادی دارد، تقریباً تنها انسان ارزشمند باقی مانده در زندگی ریک می باشد. کلیف علاوه بر دوستی با ریک، بدلکار او نیز محسوب می شود و در پروژه های سینمایی در کنار اوست. اما پس از اینکه برنامه تلویزیونی ریک کنسل می شود، وضعیت برای او و کلیف بغرنج تر می شود تا اینکه ماروین ( آل پاچینو ) از راه می رسد و برای ریک یک برنامه وسترن آمریکایی در تلویزیون مهیا می کند تا او سقوط را تجربه نکند. این در حالی است که ریک خانه ای هم در همسایگی رومن پولانسکی و شارون تیت ( مارگوت رابی ) خریداری کرده و...

    [​IMG]

    شاید اگر می خواستیم در عصر حاضر یک تعریف جامع و بی نقص از پایان دوران طلایی هالیوود در شهر لس آنجلس داشته باشیم، هرگز نمی توانستیم آن را به سبک و سیاقی که تارانتینو در فیلم « روزی روزگاری در هالیوود » ترسیم کرده به تصویر بکشیم. تارانتینو از ابتدای دوران کاری اش همواره عاشق سینمای کلاسیک هالیوود و البته آکشن های رده ب بوده است بطوریکه می توان تقریباً در تمامی آثارش ردپایی از ارجاعات به این آثار حالا دیگر فراموش شده هالیوود یافت. او اما اینبار فرصت یافته که با فیلم جدیدش به قلب معادلات کلاسیک ساخت فیلم سری بزند و مناسبات گوناگون آن را به تصویر بکشد و باید گفت در این راه به بهترین شکل ممکن عمل کرده است. او با ضدقهرمانش به نام ریک، ما را به لوکیشن های مختلف فیلمسازی می برد و از وسترن گرفته تا چالش های بازیگران در دوران افول شان در دهه 60 که پایان دوران طلایی هالیوود محسوب می شود، یک روایت تاریخی دقیق را به تصویر می کشد.

    تارانتینو برای روایت قصه اش البته که امضای همیشگی خود را پای اثرش زده و امکان ندارد که پس از تماشای فیلم و در صورت عدم اطلاع از نام کارگردان، ندانید که فیلم متعلق به تارانتینو است. « روزی روزگاری در هالیوود » از بابت بکارگیری خشونت های سبکِ تارانتینو در اینجا در مقایسه با آثار قبلی اش آرام تر بوده اما در مقابل، طنازی فیلمنامه به سبک تارانتینو، تا حد زیادی افزایش پیدا کرده و در اجرا نیز به بهترین شکل ممکن انجام شده است. فصل آغازین فیلم سرشار از موقعیت های بامزه و عجیبی است که ظرافت پرداخت سینمایی در آن موج می زند بطوریکه در مواجه با هرکدام از آنها تماشاگر با صدای بلند به خنده خواهد افتاد. خنده ای که حس دوگانه ای را به همراه دارد چراکه آنچه که بر تصویر نقش بسته، روایتی واقعی از مناسبات لس آنجلسی گاهاً حماقت آمیز در دوران کلاسیک بوده است.

    [​IMG]

    « روزی روزگاری در هالیوود » به خوبی توانسته از فرآیند ستاره سازی در هالیوود انتقاد کرده و تصاویری از قهرمانان پوشالی ترسیم نماید که در مقابل دوربین بی همتا محسوب می شوند اما خارج از کادر، انسانهای اغلب شکست خورده ای محسوب می شوند که در پی راهی برای فرار از مشکلاتی هستند که نظام های استودیویی برای آنها بوجود می آورد. به این ارجاعات جذاب سینمایی که می تواند یک منبع غنی برای علاقه مندان به پژوهش درباره هالیوود باشد، باید توجه عمیق به جزئیات صحنه را نیز ستود. طراحی صحنه فیلم یکی از بهترین های چند سال اخیر سینما محسوب می شود و ارزش کار زمانی افزایش می یابد که بدانیم « روزی روزگاری در هالیوود » اثر ساکنی محسوب نمی شود و هر چند دقیقه ما را به محیط جدیدی در سال 1969 می برد. تلاش سازندگان برای زنده کردن این سالها در فیلم، ستودنی است و می تواند یک کلاس آموزشی باشد.

    در روایت قصه نیز تارانتینو کماکان منحصر به فرد ترین کارگردان تاریخ سینما محسوب می شود. فیلم جدید او چندان ارتباطی با دیگر آثار این روزهای سینما ندارد و حتی در بخش روایت نیز پیرو جریان روزِ سینمای جهان نیست. او به مانند همیشه اثری خلق کرده که تکه پازل های مختلف را در بهترین نقطه ممکن در کنار هم می چیند و زمانی هم که در حال چیدن پازل هاست، غافلگیر های متعدد و بی نظیری خلق می کند تا ذهن تماشاگر دچار انفجار شود! تارانتینو البته همانطور که اشاره شد، در « روزی روزگاری در هالیوود » از میزان خشونت های همیشگی اش تا حدی کاسته اما حتی در این شرایط نیز با تسلطی مثال زدنی، زمانی که لحظه خشونت از راه برسد تماشاگرش را میخکوب و غافلگیر می کند و در بهترین لحظه ممکن ذهن او را از پیش بینی های احتمالی خالی می کند.

    [​IMG]

    رابطه گرم میان ریک و کلیف یکی از نکات مثبت فیلم محسوب می شود که نقش بسزایی در تاثیرگذاری شوخی های فیلم ایفا کرده است. تارانتینو بدون شک استاد موقعیت شناسی در ساخت لحظات کمیک است و زمانبندی اجرای آن را به درستی می داند. در « روزی روزگاری در هالیوود » او با دو ستاره ای همکاری کرده که آنها نیز از بهترین های هالیوود محسوب می شوند و در اجرای موقعیت کمیک بهترین عملکرد را داشته اند. شاید اگر بازی عالی دی کاپریو و برد پیت نبود، شوخی های فیلم نمی توانست تا این حد بامزه و تاثیرگذار از آب درآید. مارگوت رابی هم اگرچه سهم کمتری از این دو در پرده نقره ای دارد و احتمالاً تارانتینو ملاحظاتی در به تصویر کشیدن این شخصیت در فیلم داشته، اما او نیز در فیلم درخشان است و البته آل پاچینویی که حضوری کوتاه در فیلم دارد اما به اندازه کافی تصویر را غنا بخشیده که بتوان حتی از حضور کوتاه او در فیلم لذت وافری برد.

    « روزی روزگاری در هالیوود » در یک سوم پایانی به ویرانگری همیشگی آثار تارانتینو می رسد. او به خوبی می داند که برای ساخت یک فیلم می بایست ضربه نهایی را در یک سوم پایانی به ذهن مخاطب وارد کند و او را در شوک فرو ببرد. ویژگی که در تمام آثار گذشته این کارگردان از « هشت نفرت انگیز » گرفته ، « حرامزاده های بی آبرو » و « جانگوی آزاد شده » نقش پر رنگی داشت و حالا در « روزی روزگاری در هالیوود » نیز به ثمر نشسته و تماشاگر را با یک غافلگیری ویژه به حال خود رها می کند تا ساعتها پس از پایان فیلم، به ماجرا و جزئیاتی که تماشا کرده بیندیشد. تماشاگری که از تماشای مفهوم واقعی سینما در طول فیلم لذت برده و نه تنها برشی از تاریخ هالیوود را شاهد بوده، بلکه یک قصه جذاب و سراسر بامزه را شاهد بوده که قطعاً در فصل جوایز اسکار حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت. در روزگاری که سینما با مفهوم کلاسیک خود بیگانه شده و جلوه های ویژه حرف اول و آخر را می زنند، « روزی روزگاری در هالیوود » می تواند مانند یک الماس درخشان برای علاقه مندان به سینمای دیوانه وار تارانتینویی و روایت کلاسیک هالیوودی باشد.

    منتقد : میثم کریمی
     
بارگذاری...