بستن اطلاعیه

*فراخوان*

سلام مهمان عزیز

از لینک زیر دیدن فرمایید:

فراخوان: تکمیل کادر انجمن

اشعار قیصر امین پور

شروع موضوع توسط The unborn ‏13/8/19 در انجمن اشعار شاعران

برچسب‌ها:
  1. The unborn

    The unborn مدیر ارشد انجمن عضو کادر مدیریت مدیر ارشد انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏20/8/18
    ارسال ها:
    7,124
    تشکر شده:
    9,297
    امتیاز دستاورد:
    363
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجوی تاریخ :/
    محل سکونت:
    سومین سیاره خورشیدی!
    خسته ام از آرزوها؛ آرزوهای شعاری
    شوق پرواز مجازی؛ بال های استعاری
    لحظه های کاغذی را؛ روز و شب تکرارکردن
    خاطرات بایگانی زندگی های اداری
    آفتاب زرد وغمگین؛ پله های رو به پایین
    سقف های سرد و سنگین؛ آسمان های اجاری
    با نگاهی سرشکسته؛ چشم هایی پینه بسته
    خسته از درهای بسته؛ خسته از چشم انتظاری
    صندلی های خمیده؛ میزهای صف کشیده
    خنده های لب پریده؛ گریه های اختیاری
    عصر جدول های خالی؛ پارک های این حوالی
    پرسه های بی خیالی؛ نیمکت های خماری
    رونوشت روزها را؛ روی هم سنجاق کردم
    شنبه های بی پناهی؛ جمعه های بی قراری
    عاقبت پرونده ام را؛ با غبار آرزوها
    خاک خواهد بست روزی؛ باد خواهد برد باری
    روی میز خالی من؛ صفحه ی باز حوادث
    در ستون تسلیت ها؛ نامی از ما یادگاری
     
    *Ghazale* از این پست تشکر کرده است.
  2. The unborn

    The unborn مدیر ارشد انجمن عضو کادر مدیریت مدیر ارشد انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏20/8/18
    ارسال ها:
    7,124
    تشکر شده:
    9,297
    امتیاز دستاورد:
    363
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجوی تاریخ :/
    محل سکونت:
    سومین سیاره خورشیدی!
    دل داده ام بر باد، بر هر چه باداباد
    مجنون تر از لیلی، شیرین تر از فرهاد
    ای عشق از آتش اصل و نسب داری
    از تیره ی دودی، از دودمان باد
    آب از تو توفان شد، خاک از تو خاکستر
    از بوی تو آتش، در جان باد افتاد
    هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران
    هر کوه بی فرهاد، کاهی به دست باد
    هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
    ارث پدر ما را، اندوه مادرزاد
    از خاک ما در باد، بوی تو می آید
    تنها تو می مانی، ما می رویم از یاد
     
    *Ghazale* از این پست تشکر کرده است.
  3. The unborn

    The unborn مدیر ارشد انجمن عضو کادر مدیریت مدیر ارشد انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏20/8/18
    ارسال ها:
    7,124
    تشکر شده:
    9,297
    امتیاز دستاورد:
    363
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجوی تاریخ :/
    محل سکونت:
    سومین سیاره خورشیدی!
    من
    سال های سال مردم
    تا اینکه یک دم زندگی کردم
    تو می توانی
    یک ذره
    یک مثقال
    مثل من بمیری؟
    ***
    حرف‌های ما هنوز ناتمام...
    تا نگاه می‌کنی:
    وقت رفتن است
    باز هم همان حکایت همیشگی!
    پیش از آن‌که با خبر شوی
    لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
    آی...
    ای دریغ و حسرت همیشگی
    ناگهان
    چقدر زود
    دیر می‌شود!
     
    *Ghazale* از این پست تشکر کرده است.
  4. The unborn

    The unborn مدیر ارشد انجمن عضو کادر مدیریت مدیر ارشد انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏20/8/18
    ارسال ها:
    7,124
    تشکر شده:
    9,297
    امتیاز دستاورد:
    363
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجوی تاریخ :/
    محل سکونت:
    سومین سیاره خورشیدی!
    بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد
    تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد
    چشم تو به زیبایی خود شیفته‌تر شد
    همچون گل نرگس که در آیینه نظر کرد
    با عشق بگو سر به سر دل نگذارد
    طفلی دلکم را غم تو دست به سر کرد
    گفتیم دمی با غم تو راز نهانی
    عالم همه را شور و شر اشک خبر کرد
    سوز جگرم سوخته دامان دلم را
    آهی که کشیدیم در آیینه اثر کرد
    یک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاه
    چون رود به دریا زد و چون موج خطر کرد
    بی‌صبر و شکیبم که همه صبر و شکیبم
    همراه عزیزان سفر کرده، سفر کرد
    باید به میانجی گری یک سر مویت
    فکری به پریشانی احوال بشر کرد
     
    *Ghazale* از این پست تشکر کرده است.
  5. The unborn

    The unborn مدیر ارشد انجمن عضو کادر مدیریت مدیر ارشد انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏20/8/18
    ارسال ها:
    7,124
    تشکر شده:
    9,297
    امتیاز دستاورد:
    363
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجوی تاریخ :/
    محل سکونت:
    سومین سیاره خورشیدی!
    وقتی تو نیستی
    نه هست های ما
    چونان که بایدند
    نه باید ها...
    مثل همیشه آخر حرفم
    و حرف آخرم را
    با بغض می خورم
    عمری است
    لبخند های لاغر خود را
    در دل ذخیره می کنم:
    باشد برای روز مبادا!
    اما
    در صفحه های تقویم
    روزی به نام روز مبادا نیست
    آن روز هر چه باشد
    روزی شبیه دیروز
    روزی شبیه فردا
    روزی درست مثل همین روزهای ماست
    اما کسی چه می داند؟
    شاید
    امروز نیز روز مبادا باشد!
     
    *Ghazale* از این پست تشکر کرده است.
  6. The unborn

    The unborn مدیر ارشد انجمن عضو کادر مدیریت مدیر ارشد انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏20/8/18
    ارسال ها:
    7,124
    تشکر شده:
    9,297
    امتیاز دستاورد:
    363
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجوی تاریخ :/
    محل سکونت:
    سومین سیاره خورشیدی!
    باز هم اول مهر آمده بود
    و معلم آرام
    اسم ها را می خواند.
    اصغر پورحسین!
    پاسخ آمد: حاضر.
    قاسم هاشمیان!
    پاسخ آمد: حاضر.
    اکبر لیلا زاد...
    پاسخش را کسی از جمع نداد.
    بار دیگر هم خواند:
    اکبر لیلازاد!
    پاسخش را کسی از جمع نداد
    همه ساکت بودیم
    جای او اینجا بود
    اینک اما، تنها
    یک سبد لاله ی سرخ
    در کنار ما بود
    لحظه ای بود، معلم سبد گل را دید
    شانه هایش لرزید
    همه ساکت بودیم
    ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم
    گل فریاد شکفت!
    همه پاسخ دادیم:
    حاضر، ما همه اکبر لیلا زادیم
     
    *Ghazale* از این پست تشکر کرده است.
  7. The unborn

    The unborn مدیر ارشد انجمن عضو کادر مدیریت مدیر ارشد انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏20/8/18
    ارسال ها:
    7,124
    تشکر شده:
    9,297
    امتیاز دستاورد:
    363
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجوی تاریخ :/
    محل سکونت:
    سومین سیاره خورشیدی!
    با تو ام
    ای لنگر تسکین!
    ای تکان های دل!
    ای آرامش ساحل!
    با تو ام
    ای نور!
    ای منشور!
    ای تمام طیف های آفتابی!
    ای کبودِ ارغوانی!
    ای بنفشابی!
    با تو ام ای شور ای دل شوره شیرین!
    با تو ام
    ای شادی غمگین!
    با تو ام
    ای غم!
    غم مبهم!
    ای نمی دانم!
    هر چه هستی باش!
    ای کاش…
    نه،جز اینم آرزویی نیست:
    هر چه هستی باش!
    اما باش!

     
    *Ghazale* از این پست تشکر کرده است.
  8. The unborn

    The unborn مدیر ارشد انجمن عضو کادر مدیریت مدیر ارشد انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏20/8/18
    ارسال ها:
    7,124
    تشکر شده:
    9,297
    امتیاز دستاورد:
    363
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجوی تاریخ :/
    محل سکونت:
    سومین سیاره خورشیدی!
    خسته‌ام از این کویر، این کویر کور و پیر
    این هبوط بی‌دلیل، این سقوط ناگزیر
    آسمان بی‌هدف، بادهای بی‌طرف
    ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر
    ای نظاره‌ی شگفت، ای نگاه ناگهان!
    ای هماره در نظر، ای هنوز بی‌نظیر!
    آیه آیه‌ات صریح، سوره سوره‌ات فصیح!
    مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویر
    مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی‌امان
    مثل لحظه‌های وحی، اجتناب‌ناپذیر
    ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
    با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر!
    از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی
    دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر!
    این تویی در آن طرف، پشت میله‌ها رها
    این منم در این طرف، پشت میله‌ها اسیر
    دست خسته‌ی مرا، مثل کودکی بگیر
    با خودت مرا ببر، خسته‌ام از این کویر!
     
    *Ghazale* از این پست تشکر کرده است.
  9. The unborn

    The unborn مدیر ارشد انجمن عضو کادر مدیریت مدیر ارشد انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏20/8/18
    ارسال ها:
    7,124
    تشکر شده:
    9,297
    امتیاز دستاورد:
    363
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجوی تاریخ :/
    محل سکونت:
    سومین سیاره خورشیدی!
    خارها
    خوار نیستند
    شاخه های خشک
    چوبه های دار نیستند
    میوه های کال کرم خورده نیز
    روی دوش شاخه بار نیستند
    پیش از آن که برگ های زرد را
    زیر پای خویش، سرزنش کنی
    خش خشی به گوش میرسد:
    برگ های بی گناه،
    با زبان ساده اعتراف میکنند
    خشکی درخت
    از کدام ریشه آب می خورد!
     
  10. The unborn

    The unborn مدیر ارشد انجمن عضو کادر مدیریت مدیر ارشد انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏20/8/18
    ارسال ها:
    7,124
    تشکر شده:
    9,297
    امتیاز دستاورد:
    363
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجوی تاریخ :/
    محل سکونت:
    سومین سیاره خورشیدی!
    ما در عصر احتمال به سر می بریم
    در عصر شک و شاید
    در عصر پیش بینی وضع هوا
    از هر طرف که باد بیاید ...
    در عصر قاطعیتِ تردید
    عصر جدید
    عصری که هیچ اصلی
    جز اصل احتمال، یقینی نیست
    اما من
    بی نام تو
    حتی یک لحظه احتمال ندارم
    چشمان تو عین الیقین من
    قطعیت نگاه تو دین من است
    من از تو ناگزیرم
    من بی نام ناگزیر تو می میرم!
     
بارگذاری...