خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

ماهی!

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
3/2/22
ارسال ها
198
امتیاز واکنش
697
امتیاز
118
محل سکونت
میان کلمات(:
زمان حضور
2 روز 2 ساعت 52 دقیقه
نویسنده این موضوع
کمند حین این‌که نگاهش را از انتهای کوچه‌ی تنگ و باریک می‌گرفت، با لبخند به مادرش نگاه کرد. روزی را که او می‌گفت را خوب به یاد می‌آورد، آن روز هم از همین خانه بیرون آمدند و بعد به سمت مغازه‌ی بستنی فروشی رفتند.
آن‌ روز، آن‌قدر زخم زبان خورده بودند که کمند دلش می‌خواست، بستنی بخورد تا زخم‌ها را بالا بیاورد و همین‌طور هم شد!
در این...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان په ژاره | ماهی! کاربر انجمن رمان۹۸

 
  • تشکر
Reactions: ستایش حسین زاده تبسم، الهه آذری مقدم، marjan.h و یک کاربر دیگر

ماهی!

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
3/2/22
ارسال ها
198
امتیاز واکنش
697
امتیاز
118
محل سکونت
میان کلمات(:
زمان حضور
2 روز 2 ساعت 52 دقیقه
نویسنده این موضوع
کمند به نشانه‌ی اعتراض، دست‌هایش را در سـ*ـینه جمع و لُپ‌هایش را پر از باد کرد.
علی با دیدن صورت کمند، بدون این‌که توجه‌ی فاطمه را جلب کند گفت:
- برات دوتا بستنی می‌خرم به شرط این‌که یه قول بدی بهم!
کمند دستی به موهای کوتاه بیرون آمده از شالش کشید و آن‌ها را به پشت گوشش هدایت کرد.
- چی؟
- قول بدی هرجا حس کردی داره بهت توهین میشه یا کاری...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان په ژاره | ماهی! کاربر انجمن رمان۹۸

 
  • تشکر
Reactions: ستایش حسین زاده تبسم، الهه آذری مقدم، marjan.h و یک کاربر دیگر

ماهی!

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
3/2/22
ارسال ها
198
امتیاز واکنش
697
امتیاز
118
محل سکونت
میان کلمات(:
زمان حضور
2 روز 2 ساعت 52 دقیقه
نویسنده این موضوع
با جرقه‌ای که در ذهنش خورد، دست‌هایش را محکم به هم زد. یک هفته‌ی دیگر تولد مادرش بود و او می‌خواست عکسی که دقایقی قبل، از او گرفته بود را بر روی بوم بکشد. حتی با فکر کردن به آن تابلوی تمام شده، قلبش پر از پروانه می‌شد.
لـ*ـب پایینش را به داخل دهانش کشید و از جلوی مادرش با احتیاط رد شد، دلش نمی‌خواست تا تمام شدن کارش مادرش متوجه‌ی تابلو...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان په ژاره | ماهی! کاربر انجمن رمان۹۸

 
  • تشکر
Reactions: الهه آذری مقدم و marjan.h

ماهی!

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
3/2/22
ارسال ها
198
امتیاز واکنش
697
امتیاز
118
محل سکونت
میان کلمات(:
زمان حضور
2 روز 2 ساعت 52 دقیقه
نویسنده این موضوع
ناباور زمزمه کرد:
- نغمه، چرا مامانم تو هواست؟
صدای نغمه را می‌شنید؛ اما متوجه نمی‌شد چه می‌گوید!
با فرود آمدن مادرش بر روی زمین، پلک محکمی زد، گوشی از دستش سر خورد و محکم بر روی زمین افتاد.
دست‌های سرد و لرزانش را جلوی دهانش گذاشت و فریاد کشید:
- نه!
گامی به عقب برداشت، سرش را به طرفین تکان داد و گفت:
- توهم زدم، می‌دونم!
اما صدای...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان په ژاره | ماهی! کاربر انجمن رمان۹۸

 
  • تشکر
Reactions: الهه آذری مقدم، marjan.h و ستایش حسین زاده تبسم

ماهی!

دوستدار انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
3/2/22
ارسال ها
198
امتیاز واکنش
697
امتیاز
118
محل سکونت
میان کلمات(:
زمان حضور
2 روز 2 ساعت 52 دقیقه
نویسنده این موضوع
زبانی بر روی لـ*ـب‌های خشکش کشید و از بین پاهای جمعیت به خونی خیره شد که آسفالت را گلگون کرده بود. صدای گریه‌اش بلند شد و فریاد کشید:
- مامان!
افرادی که کنار او ایستاده بودند، با شنیدن صدایش کمی کنار رفتند و حال چشمان کمند بر روی مادری ثابت مانده بود که بر روی زمین دراز کشیده!
دستی بر روی شانه‌اش نشست و ثانیه‌ای بعد، صدایی در گوشش پیچید...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



در حال تایپ رمان په ژاره | ماهی! کاربر انجمن رمان۹۸

 
  • تشکر
Reactions: الهه آذری مقدم، marjan.h و ستایش حسین زاده تبسم
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا