خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

ronak.a

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
8/6/20
ارسال ها
732
امتیاز واکنش
6,168
امتیاز
188
سن
21
محل سکونت
اتاقم
زمان حضور
27 روز 13 ساعت 56 دقیقه
نویسنده این موضوع
به نام او...

6083cc2bf1c359534a725490166ef20e197d5ba8b1fd016e.jpg

نام دلنوشته: ِحرمان
نام نگارشگر: روناک
ژانر:تراژدی_اجتماعی
مقدمه:
به هوای دود گرفته این ماه قسم. دلمان کمی فریاد میخواهد و زبانمان سکوت کرده.
مغزمان به این تراژدی غم انگیزه پر تکرار میخند
و اکسیژن های که بی رحمانه بلعیده شده و چیزی برایمان نمانده.


دل نوشته حرمان | ronak.a کاربر انجمن رمان 98

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: goli.e، ~MoBiNa~، دونه انار و 15 نفر دیگر

ronak.a

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
8/6/20
ارسال ها
732
امتیاز واکنش
6,168
امتیاز
188
سن
21
محل سکونت
اتاقم
زمان حضور
27 روز 13 ساعت 56 دقیقه
نویسنده این موضوع
از پنجره به بیرون نگاه میکنم
به رفت و امد دغدغه ها!
میدانی...
صدای ماشین های شهردود گرفته ام چیزی بیشتر از یک صداست
بیشتر از یک بوق و یک عجله.
تک سرنشین هایی که بی هدف و با هدف منتظر به ماشین جلویی خیره شده اند.
منتظر مانده اند قفل ترافیک خاکستری همت بشکند.
انگار قفل خاکستری راه نفسشان را باز میکند.
درپس هیاهوی شهرم کمی ان طرف تر را نگاه کن شاید
پایین...
کمی پایین تر جایی که نشستی...
سهم کودکانش بوی دود است و ناسزا
سهم بزرگتر هایش کوبیدن میخ!
عجب رسم غم انگیزی که در سکوت فریاد میزند.


دل نوشته حرمان | ronak.a کاربر انجمن رمان 98

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: goli.e، Saghár✿، Akbar.s.moqadam و 14 نفر دیگر

ronak.a

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
8/6/20
ارسال ها
732
امتیاز واکنش
6,168
امتیاز
188
سن
21
محل سکونت
اتاقم
زمان حضور
27 روز 13 ساعت 56 دقیقه
نویسنده این موضوع
بادیدن غم های باطنی ادم های گذرا
همان هایی که نقاب بی تفاوتی میزنند...
گاهی دلم‌ مردن میخواهد

در پس گلودرد تلخی که جانم را میگیرد. دکتر بی تفاوت احساساتم شربت تنهایی تجویز میکند.
شاید میداند فقط شربت تنهایی حال دل خسته ام را خوب میکند.
ادم هایش، هوایش،ترس هایش،
تلخی هایش، نامردی هایش.
کاش نبودند.
به امید ترس های تاریک اینده سکوت میکنیم.
مثل بچه های خاوران و توحید.
به کدام گنـ*ـاه؟ شاید به دنیا امدن!


دل نوشته حرمان | ronak.a کاربر انجمن رمان 98

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: goli.e، Akbar.s.moqadam، ~MoBiNa~ و 11 نفر دیگر

ronak.a

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
8/6/20
ارسال ها
732
امتیاز واکنش
6,168
امتیاز
188
سن
21
محل سکونت
اتاقم
زمان حضور
27 روز 13 ساعت 56 دقیقه
نویسنده این موضوع
در سکوت تلخ بی خیالی هایت غرق شدی
هیچ میدانستی؟ کمی آن طرف تر از دریای احساست کسی به دنبال ذره ای محبت و لبخند به انتظار نشست. شاید نخواهد صورت دل مرده و غم دارت را ببیند، اما فقط گاهی به بهانه تنهایی هایش و غم تب دار تو میخواهد لبخند بزنی و فکر های بی سر و پای سخت و تلخ را کنار بزنی.
کسی گوشه گوشه تنهایی هایت لانه کرده و میخواهد بدانی وجود دارد.
شاید گفتنش سخت باشد اما بی وصف نیست...


دل نوشته حرمان | ronak.a کاربر انجمن رمان 98

 
  • تشکر
  • عالی
Reactions: goli.e، ~ریحانه رادفر~، Akbar.s.moqadam و 9 نفر دیگر

ronak.a

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
8/6/20
ارسال ها
732
امتیاز واکنش
6,168
امتیاز
188
سن
21
محل سکونت
اتاقم
زمان حضور
27 روز 13 ساعت 56 دقیقه
نویسنده این موضوع
گاهی یک خنده میتواند.
جانت را بگیرد.
ارام ارام. ذره ذره.
هیچ میدانستی قدرت تخریب لبخند ها از غم ها بیشتر...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



دل نوشته حرمان | ronak.a کاربر انجمن رمان 98

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
Reactions: goli.e، ~ریحانه رادفر~، Akbar.s.moqadam و 9 نفر دیگر

ronak.a

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
8/6/20
ارسال ها
732
امتیاز واکنش
6,168
امتیاز
188
سن
21
محل سکونت
اتاقم
زمان حضور
27 روز 13 ساعت 56 دقیقه
نویسنده این موضوع
نگاه حسرت بارش سهم ماشین های توی ویترین میشود.
ماشین قرمز کنترلی.
گاهی نیم نگاهی به هواپیمای اویزان شده می اندازد . شاید هم نگاهش بین عروسک های مو طلایی میچرخد.
نمیدانم.
هرچه بود دست های زحمت کشش را زیر بینی اش میکشد.
و باز هم خیره میشود.
گونی خاک و سیاه شده که نشان از دود و غم شهرم میداد. روی...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



دل نوشته حرمان | ronak.a کاربر انجمن رمان 98

 
  • تشکر
  • عالی
Reactions: goli.e، FaTeMeH QaSeMi، ozan♪ و 6 نفر دیگر

ronak.a

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
8/6/20
ارسال ها
732
امتیاز واکنش
6,168
امتیاز
188
سن
21
محل سکونت
اتاقم
زمان حضور
27 روز 13 ساعت 56 دقیقه
نویسنده این موضوع
زیر خط ابی قامتش خم شده.
قلب خسته اش مثل اجر های کوره های آجر پزی دولتخواه میسوزد
-داداش بالای اون خط چیه که انقدر سنگینه؟
...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



دل نوشته حرمان | ronak.a کاربر انجمن رمان 98

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
Reactions: goli.e، FaTeMeH QaSeMi، ozan♪ و 4 نفر دیگر

ronak.a

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
8/6/20
ارسال ها
732
امتیاز واکنش
6,168
امتیاز
188
سن
21
محل سکونت
اتاقم
زمان حضور
27 روز 13 ساعت 56 دقیقه
نویسنده این موضوع
دنیایمان تلخ شده.
عجیب و بی هواس.
حواسش به ادم هایی داده که چرک کف دست هایشان فراوان مانده.
برای انها هرکاری میکند.
پایش روی گلویمان جا خوش میکند.
قربانی دنیاییم؟
یا اسیر دیو سرنوشت؟


دل نوشته حرمان | ronak.a کاربر انجمن رمان 98

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
Reactions: goli.e، FaTeMeH QaSeMi، ozan♪ و 5 نفر دیگر

ronak.a

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
8/6/20
ارسال ها
732
امتیاز واکنش
6,168
امتیاز
188
سن
21
محل سکونت
اتاقم
زمان حضور
27 روز 13 ساعت 56 دقیقه
نویسنده این موضوع
فاش نشد
رازاستخوان های شکسته و روح بیجانش
سره سفره های خالی شهر.
از گوشه نم گرفته اتاقک به بچه ها خیره میشود.
شاد بودند؟
نه!
فقط دل خوشیشان همان توپ پلاستیکی دو لایه شده بود.
همان شده بود خنده هایشان.
سده بود سرگرمیشان شاید هم
پول و غذایشان.


دل نوشته حرمان | ronak.a کاربر انجمن رمان 98

 
  • تشکر
  • عالی
Reactions: goli.e، FaTeMeH QaSeMi، ozan♪ و 4 نفر دیگر

ronak.a

کاربر فعال انجمن
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
8/6/20
ارسال ها
732
امتیاز واکنش
6,168
امتیاز
188
سن
21
محل سکونت
اتاقم
زمان حضور
27 روز 13 ساعت 56 دقیقه
نویسنده این موضوع
نه مقصد درستی داریم.
نه هوای درستی را نفس میکشیم.
فقط چشم هایمان را به چراغی دوختیم که هیچ وقت
هیچ وقت...
قصد سبز نشدن ندارد کلی ادم منتظر مانده اند که از خیابان رد شوند.
کدام خیابان؟
همان اسفالت نشده ها


دل نوشته حرمان | ronak.a کاربر انجمن رمان 98

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
Reactions: goli.e، FaTeMeH QaSeMi، ozan♪ و 4 نفر دیگر
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا