خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

نظرت راجب رمان؟!


  • مجموع رای دهندگان
    17
  • این نظر سنجی بسته خواهد شده : .

~حنانه حافظی~

مدیر آزمایشی تالار آموزش موبایل +ناظر آزمایشی کتاب
مدیر آزمایشی
  
  
عضویت
31/12/20
ارسال ها
1,424
امتیاز واکنش
19,200
امتیاز
298
محل سکونت
دریای پیامدها
زمان حضور
39 روز 21 ساعت 8 دقیقه
نویسنده این موضوع
به نام ایزد دانا که هرچه می کنیم در دید اوست
نام رمان: صومعه شیطان (جلد دوم هنری جونز)
نام نویسنده: ~حنانه حافظی~ کاربر انجمن رمان ۹۸
ژانر:فانتزی
سطح: ویژه رمان۹۸
نام ناظر: ~ROYA~
خلاصه:
با سقوط دوباره‌ی آخرین سقوط کننده، کفتارها وجب به وجب شهر را به کثافط کشیدند. سکوت او، آنها را به نقطه‌ی اوج رسانده است! تنها یک سقوط، باعث خیزش تاریکی‌ای به ژرفای بی‌نهایت شده . تاریکی که دیگر محارش سخت و دشوار است. اکنون او تنها زمینی‌ست که می‌تواند این حجم عظیم از کثافط را نابود کند؛ اما او دیگر هنری جونز یک سال گذشته نیست، او دیگر تبدیل به یک شیطان شده؛ شیطانی که دیگر جزوءیی از این تاریکی بی‌پایان است!
*نکته: این رمان اختصاصی انجمن رمان98 است! و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
*نکته: این رمان کاملا تخیلی است، به‌ هیچ‌ عنوان براساس واقعیت نیست؛ تمامی نام‌ها، شخصیت‌ها، مکان‌ها و تاریخ‌ها ساخته‌ی ذهن نویسنده و فانتزی هستند. هرگونه شباهتی با حوادث، مکان ها و یا شخصیت های واقعی، مُرده یا زنده،کاملا تصادفی است!
#هنری_جونز


ویژه رمان۹۸ رمان صومعه ‌شیطان(جلد دوم هنری جونز) | hanane.h.f.z کاربر‌ انجمن ‌رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: marjan.h، زهرا.م، ~MoBiNa~ و 38 نفر دیگر

~حنانه حافظی~

مدیر آزمایشی تالار آموزش موبایل +ناظر آزمایشی کتاب
مدیر آزمایشی
  
  
عضویت
31/12/20
ارسال ها
1,424
امتیاز واکنش
19,200
امتیاز
298
محل سکونت
دریای پیامدها
زمان حضور
39 روز 21 ساعت 8 دقیقه
نویسنده این موضوع
مقدمه:
او طعم تلخ تنهایی‌‌ست!
کوره‌‌ای اهریمن پز، که آتش درونش به بیرون شعله می‌کشد.
الماسی‌ست درخشنده و زهری کشنده!
موجودی که نه دوستدار انسان های دغل باز و دو رو است؛ و نه دشمن ارواح خبیثه!
پادشاهِ برتخت نشسته‌ی حکومت خویش؛
فرشته‌ای رانده شده، مطرود شده‌ی آسمان!
تمام جهان او را عاق کرده‌اند.
دیگر برایش آسمان و بهشت معنایی ندارد!
او حاکم تمام موجودات ساکن در زمین است.
سخن نویسنده:
سلام امیدوارم از مطالعه‌ی جلد قبلی رمان لـ*ـذت کافی رو برده باشید. :) همونجوری که قول داده بودم؛ پرانرژی‌تر و حرفه‌ای‌تر وارد عمل شدم، امیدوارم قابل قبولتون باشه! خب داخل این جلد تعداد شخصیت‌ها خیلی بیشتر از جلد قبلیه؛ فقط می‌خوام بدونید هر ویژگی یا هر داستانی که در رابـ*ـطه با شخصیت‌ها گفته شده ساخته‌ی ذهن خودم هست؛ هیچ‌کدوم واقعیت ندارن:) ممنون که تصمیم گرفتین جلد دوم رمان رو بخونید. امیدوارم به قدر کافی براتون جذاب باشه!
"حنانه حافظی"



ویژه رمان۹۸ رمان صومعه ‌شیطان(جلد دوم هنری جونز) | hanane.h.f.z کاربر‌ انجمن ‌رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: marjan.h، زهرا.م، ~MoBiNa~ و 39 نفر دیگر

~حنانه حافظی~

مدیر آزمایشی تالار آموزش موبایل +ناظر آزمایشی کتاب
مدیر آزمایشی
  
  
عضویت
31/12/20
ارسال ها
1,424
امتیاز واکنش
19,200
امتیاز
298
محل سکونت
دریای پیامدها
زمان حضور
39 روز 21 ساعت 8 دقیقه
نویسنده این موضوع
اخطار!
صومعه شیطان، آرام وارد شوید؛ اینجا در معرض خطر هستید!
اینجا، شیری خشمگین کمین کرده است!


پارت اول
در چشمان مرد سالخورده‌ی روبه رویم خیره شدم. راک؛ پدر ارشدی که قسمت اندکی از کلیسا را مدیریت می کرد. شایدهم افراد کمی را هدایت! به هرحال هرکه بود؛ چشمانش منفور شده بود! موضوع غیرطبیعی‌ هم نبود؛ امثال پدر راک در همه جا قابل رویت هستند، حتی در معابد و مساجد. اما عجیب، او و امثالش نانشان در روغن غوطه‌ور است! راک... به گمانم باید او را پدر راک به نامم، زیرا او یک اسقف است. اما برای من همیشه تنها یک راکه بی‌پیشوند بوده و خواهد بود! انسان‌های به ظاهر خدا‌پرست لیاقت نام مقدس راهنما را ندارند! چشمانی آبی رنگ داشت؛ چشمانی که گاهی من را به یاد غارهای تاریکی که در جنگل‌های استوایی وجود داشتند، می‌انداخت؛ می‌دانم رنگ آبی و غارهای تاریک به هم شباهتی ندارند، اما آیا در چیزهای مخوف و شرور شباهتی وجود دارد؟بی شک دارد! بی حوصله و کلافه نگاهم را بر روی دیواره‌های اتاق به حرکت در آوردم، این اتاق حتی چهارچوب‌هایش هم بوی شر می دهند! درست است، ما در یکی از مجلل‌ترین اتاق‌های کلیسای کاتولیک قرار داریم، اما امکان اینکه اهریمن‌های بزرگی در این اتاق وجود داشته باشند هم وجود دارد."شیاطین در همه جا وجود دارند؛ حتی در قلب به ظاهر پاک یک رئیس جمهور وظیفه شناس" راک تسبیح مسیحی‌‎اش را بر روی سطح شیشه‌ای میز مورد علاقه‌اش قرار داد. میزی که به یاد دارم؛ بارها در هنگامی که نگهبان‌های کلیسا، میز را به سمت اتاقش حمل می کردند چگونه بر سر آنها فریاد می زد«مراقب باشید، جنس چوب این میز از جنس درخت گردوئه، به اندازه ی یک سال پولی که شما به دست میارید قیمتشه» در کل عاشق دم‌و‌دستگاهایش بود! دستانش را به سمت کاغذ و قلمی که بر روی میز قرار داشتند هدایت کرد و آرام آنها را به خود نزدیک کرد. تمام رفتارهایش آرام و مشکوک بودند؛ دائم فردی در ذهنم فریاد می زد« همین الان به کمک چسب‌های خاکستری رنگی، کلتی را زیر میزش مخفی کرده. قبل اینکه در یک حرکت ناگهانی سرت را همانند یک سیب اشاره بگیرد و در یک حرکت دوستانه به آن شلیک کند، فرار کن.» حق با فرد در ذهنم بود؛ انسان بی‌خطایی نیستم، از آن طرف راک هم اعصاب درستی ندارد. از او بر می‌آید انجام چنین کارهایی! سرش را بلندکرد. در چشمان به رنگ مشکی، یخ‌زده‌ام خیره شد. چشمانی که دیگران را در خود غرق و آنها را مجذوب خود می‌کرد؛ البته از قلم نیوفتد که کمی خالی از احساس هم بودند! چشم‌هایی که دیگر سرد‌تر از قبل و بی‌حس‌تر از ماه‌های پیش شده بودند. چشم‌هایی که آتشی از جنس انتقام و نفرت در آن‌ها به رقص در آمده بود! راک قلم مورد علاقه‌اش را در دست گرفت. سد سکوتی که حکم فرمای اتاق بود را شکاف داد:
-هنری، حقیقتا احساس نمی‌کنی که به شدت خونسردی؟!
نگاهم را به سمت پنجره‌ی در اتاق هدایت کردم. فضای فوق العاده زیبایی را به نمایش گذاشته بود! این پیرمرد کمی خرفت بود، اگر جای او بودم؛ به جای فریاد زدن و خصمانه خیره شدن به راهبه‌های تازه کار، به پنجره خیره می‌شدم و از فضای بیرون از آن لـ*ـذت می‌بردم! انسان‌ها به درستی زندگی نمی‌کنند؛ به معنای دیگر یعنی از زندگی‌اشان لـ*ـذت نمی‌برند! به گمانم مرا خونسرد نامید؛ به چه دلیل در چشم‌هایش خصمانه خیره شوم؟بعد از گذشت چند ثانیه پوزخندی برلب آوردم. اجازه دادم نیروی گرانشی که در چشم‌هایش وجود داشت نگاهم را به سمت خود هدایت کند:
-خیر
#هنری_جونز


#حنانه_حافظی


ویژه رمان۹۸ رمان صومعه ‌شیطان(جلد دوم هنری جونز) | hanane.h.f.z کاربر‌ انجمن ‌رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: marjan.h، زهرا.م، ~MoBiNa~ و 39 نفر دیگر

~حنانه حافظی~

مدیر آزمایشی تالار آموزش موبایل +ناظر آزمایشی کتاب
مدیر آزمایشی
  
  
عضویت
31/12/20
ارسال ها
1,424
امتیاز واکنش
19,200
امتیاز
298
محل سکونت
دریای پیامدها
زمان حضور
39 روز 21 ساعت 8 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت دوم
سرش را به علامت تاسف تکان داد. مطمئنم با خود می‌گوید « رفتارهایش، اصلی ترین دلیلی هستند که خداوند آن را این گونه با اردنگی از آسمان به زمین تبعید کرده است.»
راک، یا همان پدره به ظاهر پاک، لـ*ـب‌هایش را حرکت داد:
-احساس می‌کنم قبل اینکه به اینجا بیای توو یک وان حاوی لیدوکایین، فرو رفتی. و حدودا دوسه روز همونجا جا خشک کردی!!
به گمانم حق با او بود! پوزخند دندان‌نمایی بر روی لـ*ـب هایم نقش بست! بعد از گذشت چندثانیه زبانم را بر روی دندان‌هایم کشیدم. اگر در لیدوکایین فرو رفته بودم هیچ گاه در اینجا، بر روی این صندلی قرار نداشتم! درحالی که برای بار دوم جمله‌ی "خیر" را تکرار می‌کردم ابروهایم را بالا انداختم. در یک حرکت ناگهانی از روی صندلی‌ام خیزیدم و به سمت او نیم خیز شدم؛ درست همانند یک تایگر! لـ*ـب هایم را طعنه آمیز حرکت دادم:
-لیدوکایین نه، اما اگه اشتباه نکنم توو وان پر از کف فرو رفته بودم!
دهانش را به حالت جالبی درآورد:
-که اینطور!
-آره خیلی لـ*ـذت بخش بود! حتما بهت سفارش می کنم در چنین وانی فرو بری، البته تو خدمتکارم داری؛ ماساژ، لـ*ـذت بخش‌ترش می کنه!
ابروان سفید رنگش در هم گره خوردند، دستانش را در هم گره کرد و گفت:
-کافیه هنری جونز، بلای جان کلیسای کاتولیک و همچنین سازمان صلیبی نباش!
شانه‌های پهنم را بالا انداختم، با مزه بازی کافی بود! بر روی صندلی‌ام قرار گرفتم. درحالی که پاهای بلند قامتم را بر روی میز عسلی کوچک روبه رویم قرار می‌دادم. گفتم:
-باشه، می‌دونم برای چی اینجام! پس لطفا زودتر ادامه بده!
نفسش را عصبی از دهانش خارج کرد:
-تو، بلای جان همه ای! از بیان کلمه‌ی همه، منظورم کلیسا و سازمانه. هنری جونز توقعات ما از تو خیلی فراتر از چیزی بود که توو این سال ها برای ما کار کردی! تو بارها باعث سقوط خودت شدی! بارها مارو سرافکنده کردی! رئیس جمهور از اینکه تورو یکی از برترین مامورین سازمان معرفی کرده پشیمونه! یک سال پیش، نه تنها باعث سقوط دوباره‌ی خودت شدی بلکه باعث شدی، در کنار تو، کلیسا و همچنین سازمان هم سقوط کنن! تو از سازمان بهترین مامورین و از کلیسا بهترین پدرها رو گرفتی. تو باعث مرگ مایکل شدی، بهترین پدر روحانی‌ای که تاکنون در کلیسا خدمت کرده!
پاهایم را بر روی هم انداختم، بدون اینکه تغییری در ساختار چهره‌ام ایجاد کنم. خونسردانه جواب لحن حق به جانبش را دادم:
-مقصر مرگ مایکل من نبودم؛ تمام اتفاقات اون شب زیرسر مارتینه! تازه، شما حق اینکه حتی ازم توقع داشته باشید هم ندارید، من کالا یا مالی نیستم که بخواین سرم شرط بندی کنید یا توقع داشته باشید کارهام رو اونجور که شما می خواین انجام بدم!

#هنری_جونز
#حنانه_حافظی


ویژه رمان۹۸ رمان صومعه ‌شیطان(جلد دوم هنری جونز) | hanane.h.f.z کاربر‌ انجمن ‌رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: marjan.h، زهرا.م، ~MoBiNa~ و 39 نفر دیگر

~حنانه حافظی~

مدیر آزمایشی تالار آموزش موبایل +ناظر آزمایشی کتاب
مدیر آزمایشی
  
  
عضویت
31/12/20
ارسال ها
1,424
امتیاز واکنش
19,200
امتیاز
298
محل سکونت
دریای پیامدها
زمان حضور
39 روز 21 ساعت 8 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت سوم
راک دستان چروکیده‌اش را به سمت سر فاقد از مویش...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



ویژه رمان۹۸ رمان صومعه ‌شیطان(جلد دوم هنری جونز) | hanane.h.f.z کاربر‌ انجمن ‌رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: marjan.h، زهرا.م، ~MoBiNa~ و 41 نفر دیگر

~حنانه حافظی~

مدیر آزمایشی تالار آموزش موبایل +ناظر آزمایشی کتاب
مدیر آزمایشی
  
  
عضویت
31/12/20
ارسال ها
1,424
امتیاز واکنش
19,200
امتیاز
298
محل سکونت
دریای پیامدها
زمان حضور
39 روز 21 ساعت 8 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت چهارم
دست‌هایم را در موهای نسبتا بلندم فرو کردم، پاهایم را عصبی تکان دادم و گفتم:
-برو سراصل مطلب راک، خوشم نمیاد حرفت رو عین روده‌ی آدمیزاد می‌پیچونی!
دستگاه ضبط را در جیب ردای...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



ویژه رمان۹۸ رمان صومعه ‌شیطان(جلد دوم هنری جونز) | hanane.h.f.z کاربر‌ انجمن ‌رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: marjan.h، زهرا.م، ~MoBiNa~ و 37 نفر دیگر

~حنانه حافظی~

مدیر آزمایشی تالار آموزش موبایل +ناظر آزمایشی کتاب
مدیر آزمایشی
  
  
عضویت
31/12/20
ارسال ها
1,424
امتیاز واکنش
19,200
امتیاز
298
محل سکونت
دریای پیامدها
زمان حضور
39 روز 21 ساعت 8 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت پنجم
راک آه کوتاهی را مهمان سـ*ـینه‌اش کرد. درحالی که به سمت درب خروجی اتاقش قدم بر می‌داشت. ادامه...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



ویژه رمان۹۸ رمان صومعه ‌شیطان(جلد دوم هنری جونز) | hanane.h.f.z کاربر‌ انجمن ‌رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • جذاب
  • عالی
Reactions: marjan.h، زهرا.م، ~MoBiNa~ و 35 نفر دیگر

~حنانه حافظی~

مدیر آزمایشی تالار آموزش موبایل +ناظر آزمایشی کتاب
مدیر آزمایشی
  
  
عضویت
31/12/20
ارسال ها
1,424
امتیاز واکنش
19,200
امتیاز
298
محل سکونت
دریای پیامدها
زمان حضور
39 روز 21 ساعت 8 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت ششم
***
نگاهش را از عکس‌های سیاه سفیدی که بر روی مانیتور...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



ویژه رمان۹۸ رمان صومعه ‌شیطان(جلد دوم هنری جونز) | hanane.h.f.z کاربر‌ انجمن ‌رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • جذاب
  • عالی
Reactions: marjan.h، زهرا.م، ~MoBiNa~ و 35 نفر دیگر

~حنانه حافظی~

مدیر آزمایشی تالار آموزش موبایل +ناظر آزمایشی کتاب
مدیر آزمایشی
  
  
عضویت
31/12/20
ارسال ها
1,424
امتیاز واکنش
19,200
امتیاز
298
محل سکونت
دریای پیامدها
زمان حضور
39 روز 21 ساعت 8 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت هفتم
تنها سرم را تکان دادم. سوفیا متوجه بی‌اعتنایی‌ام شد، آه کوچکی کشید و به سمت درب خروجی بیمارستان قدم برداشت. به رفتن او خیره شدم! سوفیا همانند برایان پرحرف، رومخ و سمج بود. تحمل این دو در کنار هم...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



ویژه رمان۹۸ رمان صومعه ‌شیطان(جلد دوم هنری جونز) | hanane.h.f.z کاربر‌ انجمن ‌رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • عالی
  • جذاب
Reactions: marjan.h، زهرا.م، ~MoBiNa~ و 34 نفر دیگر

~حنانه حافظی~

مدیر آزمایشی تالار آموزش موبایل +ناظر آزمایشی کتاب
مدیر آزمایشی
  
  
عضویت
31/12/20
ارسال ها
1,424
امتیاز واکنش
19,200
امتیاز
298
محل سکونت
دریای پیامدها
زمان حضور
39 روز 21 ساعت 8 دقیقه
نویسنده این موضوع
پارت هشتم
پیرمرد سرش را به نشانه‌ی تاسف تکان داد و به سمت مغازه‌اش قدم برداشت! اوه این همان مردی بود که مغازه‌ی ساندویچ فروشی را مدیریت می‌کرد. به گمانم با این طرز برخوردم دیگر حتی اگر هزاران دلار هم که به...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



ویژه رمان۹۸ رمان صومعه ‌شیطان(جلد دوم هنری جونز) | hanane.h.f.z کاربر‌ انجمن ‌رمان ۹۸

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
  • جذاب
  • عالی
Reactions: marjan.h، زهرا.م، ~MoBiNa~ و 35 نفر دیگر
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا