خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

elina2003

حامی انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
31/3/20
ارسال ها
241
امتیاز واکنش
3,586
امتیاز
228
سن
19
زمان حضور
22 روز 12 ساعت 43 دقیقه
نویسنده این موضوع
اگر خواهد در گودال اندوه فرو رود، دستاویزش گنگ است؛ چون مهرازش از هنگامی که سرور دیوانگان گشته، روز هایی بدین سان رفته و نمی تواند آرام و ژرف و دریاوار باشد؛ تا که پای دخت نازپرورده ی تیرداد و تینا الن در میان است؛ اندیشه نیز به جایی نمی رسد، چون هیچ دستاویزی برای گریز ناگهانی این دو مهتر در میان نیست.
اکنون از کلافگی آهی از نهاد بلند...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



✺اختصاصی رمان دم نیک پی | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • تشکر
Reactions: Narín✿، ~MoBiNa~، marjan.h و یک کاربر دیگر

elina2003

حامی انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
31/3/20
ارسال ها
241
امتیاز واکنش
3,586
امتیاز
228
سن
19
زمان حضور
22 روز 12 ساعت 43 دقیقه
نویسنده این موضوع
اوه، سخن آن دخت گستاخ بدین برای شاهزاده ی لیدیان گران است، که واژه واژه اش به یاد!
و گذشته از آن، به چه روزگار رسیده است، آرتور ماری چیره دست، هنگامی که پدرش با آرامشی شگفت از پیوند همسری او با شاهدختی در سرزمین دگر سخن گفتند و او، شاهزاده ی پیوسته آداب دان و سرسپرده، از جای برخاست و از ژرفای جان بگفت:
- یا تیرانا الن، یا هیچ کس...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



✺اختصاصی رمان دم نیک پی | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • تشکر
Reactions: Narín✿، marjan.h، ~MoBiNa~ و یک کاربر دیگر

elina2003

حامی انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
31/3/20
ارسال ها
241
امتیاز واکنش
3,586
امتیاز
228
سن
19
زمان حضور
22 روز 12 ساعت 43 دقیقه
نویسنده این موضوع
پس دستور با آنکه همچنان در خوش و خروش، دمی آه مانند می گیرد، روی به سوی بازرس آرام هیلدا می گرداند و می گوید:
- سخن کوتاه می کنیم، بازرس! فرمان داده شد، به اینجا بیایید، تا که بگوییم، هر چه زودهب هی نزدیکان مهراز هیلدا بازجویی انجام شود.
بازرس هیلدا به آرامی آب دهانش را فرو می خورد، آهسته آهسته چشم بلند می کنا و رو به دستور تیرداد می...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



✺اختصاصی رمان دم نیک پی | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • تشکر
Reactions: Narín✿، ~MoBiNa~، marjan.h و یک کاربر دیگر

elina2003

حامی انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
31/3/20
ارسال ها
241
امتیاز واکنش
3,586
امتیاز
228
سن
19
زمان حضور
22 روز 12 ساعت 43 دقیقه
نویسنده این موضوع
با آنکه در روز درب این اتاق گشوده بازرسان دیگر به این سرانجام رسیدند، که برای بازجویی از شاهزاده ی لیدیان درب بسته شود و اینک پیش چشم است، درب بسته، دو نگهبان پولاد زره ی شاهنشاهی در این سو، صندلی پشت به آنان، که میزبان شاهزاده آرتور است.
شاهزاده ی لیدیان با همان زلف پریشان در پیشانی، دم و بازدمی که به تندی درگذرند و چشمانی خیره بر...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



✺اختصاصی رمان دم نیک پی | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • تشکر
Reactions: marjan.h و ~MoBiNa~

elina2003

حامی انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
31/3/20
ارسال ها
241
امتیاز واکنش
3,586
امتیاز
228
سن
19
زمان حضور
22 روز 12 ساعت 43 دقیقه
نویسنده این موضوع
و گذشته از هری کلاری که می کوشد با چیره دستی و بازی واژگان شاهزاده آرتور را به دام آورد و همان شاهزاده ی بسیار دلباخته، به زیر آسمانی که ماه فرمانروا و ستارگان پیشکارش، در همان بی راهه ای که تنها اهورا پایانش را آگاه، از دور، به زیر درختی تناور، روشنایی دیده می شود.
اوه، به نام پروردگار بزرگ! این دیگر چه شگفتی دیگری است، که می نگارند...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



✺اختصاصی رمان دم نیک پی | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • تشکر
Reactions: ~MoBiNa~ و marjan.h

elina2003

حامی انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
31/3/20
ارسال ها
241
امتیاز واکنش
3,586
امتیاز
228
سن
19
زمان حضور
22 روز 12 ساعت 43 دقیقه
نویسنده این موضوع
هیلدا زاده‌ نیز در پاسخ، نخست سر خم می دارد.
تیرانا الن پرسش و پاسخش شگفت است و او، به راستی باید در پاسخ چه گوید؟
پس از چندی سر بر می آورد و رو به تیرانای کنجکاو می گوید:
- بهرِ...
لَبخند موذیانه و آزارگر می زند و گویش خود را به شیطنت می آراید.
- هنگامی که شما به آرمان خویش رسیدید، بزرگواری کنید و جایگاه نیکویم در کاخ دهید.
پناه بر...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



✺اختصاصی رمان دم نیک پی | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • تشکر
Reactions: marjan.h و ~MoBiNa~

elina2003

حامی انجمن رمان ۹۸
کاربر رمان ۹۸
  
عضویت
31/3/20
ارسال ها
241
امتیاز واکنش
3,586
امتیاز
228
سن
19
زمان حضور
22 روز 12 ساعت 43 دقیقه
نویسنده این موضوع
و در این دَم، گشوده شدن ناگهانی درب، هم او را از این خشم و اندیشه های بیهوده و هم آرام را از زیر و رو کردن سیاهه ی در دستش برون می کشد.
پس هر دو سر می گردانند و آن که دیوانه وار درون آمده، هری کلاری آشفته تر از این دو است و همان گونه که درب را پشت سر فرو می بندد، غرغرکنان می گوید:
- آه، نفرین بر آن لیدیایی!
روی می گرداند و به سوی میز...

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.



✺اختصاصی رمان دم نیک پی | elina2003 کاربر انجمن رمان ۹۸

 
  • تشکر
Reactions: marjan.h
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا