خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

! SÂEEƊEӉ !

سرپرست بخش اخبار
عضو کادر مدیریت
کاربر ویژه انجمن
سرپرست بخش
گرافیست انجمن
  
عضویت
21/4/19
ارسال ها
5,365
امتیاز واکنش
19,339
امتیاز
353
سن
18
زمان حضور
69 روز 21 ساعت 0 دقیقه
«به نام ایزد پاک»

خانم نسرین بهجتی، شاعر ایرانی-بلوچی هستند.
از ایشون کتاب‌های شعری چون: تو را رج به رج بافتم، همزاد من و ... منتشر شده.
ضمناً اشعار ایشون، به زبان‌های خارجی برگردونده شده!

-اسپم ندید-




اشعار نسرین بهجتی

 
  • تشکر
Reactions: *KhatKhati*

! SÂEEƊEӉ !

سرپرست بخش اخبار
عضو کادر مدیریت
کاربر ویژه انجمن
سرپرست بخش
گرافیست انجمن
  
عضویت
21/4/19
ارسال ها
5,365
امتیاز واکنش
19,339
امتیاز
353
سن
18
زمان حضور
69 روز 21 ساعت 0 دقیقه
مرور زمان
جای زخم دل را خوب نمی کند
بلکه کرخت می کند
طوری که نه نمک بر آن اثر دارد نه نوازش
تنها حاصل مرور زمان
فقط این است که عاقلت می کند
حواست را شش دانگ جمع می کند
که از یک نقطه دو بار گزیده نشوی
و تنهایی با شرف از این نقطه شروع می شود

انجمن رمان نویسی




اشعار نسرین بهجتی

 
  • تشکر
Reactions: *KhatKhati*

! SÂEEƊEӉ !

سرپرست بخش اخبار
عضو کادر مدیریت
کاربر ویژه انجمن
سرپرست بخش
گرافیست انجمن
  
عضویت
21/4/19
ارسال ها
5,365
امتیاز واکنش
19,339
امتیاز
353
سن
18
زمان حضور
69 روز 21 ساعت 0 دقیقه
سالها طول کشید تا فهمیدم
تو دیگر به من ربطی نداری
ای ماضی بی ربط زندگی من
حالا که هیچ باران و هیچ ترانه ای
تورا به یاد من نمی آورد
حالا که ردت پاک شده است
از روی برف ایوان خانه و لیوان مشترک و دل بی تابم
دفتر شعر مرا ورق نزن
برای خواندن من دیگر دیر شده است ، دیر
آن روز که این شعرها را برایت می گفتم
زلیخا حریف شیدایی من نبود

انجمن رمان نویسی




اشعار نسرین بهجتی

 
  • تشکر
Reactions: *KhatKhati*

! SÂEEƊEӉ !

سرپرست بخش اخبار
عضو کادر مدیریت
کاربر ویژه انجمن
سرپرست بخش
گرافیست انجمن
  
عضویت
21/4/19
ارسال ها
5,365
امتیاز واکنش
19,339
امتیاز
353
سن
18
زمان حضور
69 روز 21 ساعت 0 دقیقه
تو جوان ترین و زیباترین
و با اعتبارترین عاشق منی
چون مرا با تمام زخم های دلم
بیشتر از خودم
و بیشتر از خودت دوست داری
عزیزم بی دلهره
موهای سپیدت را به روی پیشانی ات بریز
بی دلهره عینک سیاهت را بردارد
می خواهم زیر چروک چشمان تو
نماز اعتماد را بخوانم

انجمن رمان نویسی




اشعار نسرین بهجتی

 
  • تشکر
Reactions: *KhatKhati*

! SÂEEƊEӉ !

سرپرست بخش اخبار
عضو کادر مدیریت
کاربر ویژه انجمن
سرپرست بخش
گرافیست انجمن
  
عضویت
21/4/19
ارسال ها
5,365
امتیاز واکنش
19,339
امتیاز
353
سن
18
زمان حضور
69 روز 21 ساعت 0 دقیقه
قرار است تو به ملاقات من بیایی
و اگر این راست باشد
باید چین های صورت معصومم را اُتو
دشت پژمرده و غمگین آهوان چشمانم را رفو
و گیسوان برفی ام را با سرعت نور زیر گرم ترین ظهر تابستان بلوچستان شرابی کنم

قرار است که تو به ملاقات من بیایی
و اگر این راست باشد
باید باطری نو برای سَمعکم بگذارم
و یک عصای نامریی از جنس گُلِ حسرت در دست بگیرم

قرار است تو به ملاقات من بیایی
و اگر این راست باشد
باید به جبران کافه های نرفته
گیلاسهای بهم نخورده
***** های کال بر زمین افتاده
تو را حتی برای یک نفس از باقیمانده عمرم صد زلیخا دیوانه شوم

قرار است تو به ملاقات من بیایی
و اگر این راست باشد
باید پیراهن سپیدم را که با خشم در دریا انداختم
از عروس ماهی ها پس بگیرم

انجمن رمان نویسی




اشعار نسرین بهجتی

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
Reactions: *KhatKhati*

! SÂEEƊEӉ !

سرپرست بخش اخبار
عضو کادر مدیریت
کاربر ویژه انجمن
سرپرست بخش
گرافیست انجمن
  
عضویت
21/4/19
ارسال ها
5,365
امتیاز واکنش
19,339
امتیاز
353
سن
18
زمان حضور
69 روز 21 ساعت 0 دقیقه
ماه در میانسالی کامل می شود
روی از من مپوشان عزیزم
موهای نقره ای ات را کنار بزن
می خواهم ماه تمام را تماشا کنم

انجمن رمان نویسی




اشعار نسرین بهجتی

 
  • تشکر
Reactions: *KhatKhati*

! SÂEEƊEӉ !

سرپرست بخش اخبار
عضو کادر مدیریت
کاربر ویژه انجمن
سرپرست بخش
گرافیست انجمن
  
عضویت
21/4/19
ارسال ها
5,365
امتیاز واکنش
19,339
امتیاز
353
سن
18
زمان حضور
69 روز 21 ساعت 0 دقیقه
آنقدر دیر آمدی
که رنگ چشمانت
و طرح کت سورمه ای تو
از یادم رفت

آنقدر دیر آمدی
که نامه هایم کبوتر به کبوتر
در مسیر آسمان شعر شد
شعرهایم کلاغ به کلاغ
از توت فرنگی تا پرتقال
حرف مردم شد

آنقدر دیر آمدی
که صد پیمانه نشاط وحشی
در پیاله هوشیاری من
یک وعده هم مرا دیوانه نکرد

آنقدر دیر آمدی ، دیر آمدی ، دیر آمدی
که لیلی شدن از یادم رفت

انجمن رمان نویسی




اشعار نسرین بهجتی

 
  • تشکر
Reactions: *KhatKhati*

! SÂEEƊEӉ !

سرپرست بخش اخبار
عضو کادر مدیریت
کاربر ویژه انجمن
سرپرست بخش
گرافیست انجمن
  
عضویت
21/4/19
ارسال ها
5,365
امتیاز واکنش
19,339
امتیاز
353
سن
18
زمان حضور
69 روز 21 ساعت 0 دقیقه
=========
من فقط در کوچه ای بن بست
در روزی بارانی
بدون چتر تو را ملاقات خواهم کرد
بدون چتر در زیر باران
تا تو اشکهایم را نبینی
در کوچه ای بن بست
که گریزی از اینهمه بیتابی
عاشقانه مرا نداشته باشی

انجمن رمان نویسی




اشعار نسرین بهجتی

 
آخرین ویرایش:
  • تشکر
Reactions: *KhatKhati*

! SÂEEƊEӉ !

سرپرست بخش اخبار
عضو کادر مدیریت
کاربر ویژه انجمن
سرپرست بخش
گرافیست انجمن
  
عضویت
21/4/19
ارسال ها
5,365
امتیاز واکنش
19,339
امتیاز
353
سن
18
زمان حضور
69 روز 21 ساعت 0 دقیقه
تو در من می طپی
و من آغاز می شوم
با من راه می روی
و برگهای زرد از من فرو می ریزد
در من قدم می زنی
و هزار جوانه از من می روید
با من سخن می گویی
و حرفهای تو شعر می شود
شعر من
من ترا می نوشم در آب در چای
زیر دندانم طعم تو چون گندم
چون خوشه انگور
من ترا در خود می شویم
با عطر کویر
عطر تن خود
من ترا می بینم
هر دم در هر نفسم
وقت سحر هنگام غروب
در زیر آسمان عشق خودم
و ترا می خوانم در یک شعر قشنگ
هر کجا می روی برو
فقط باش

انجمن رمان نویسی




اشعار نسرین بهجتی

 
  • تشکر
Reactions: *KhatKhati*

! SÂEEƊEӉ !

سرپرست بخش اخبار
عضو کادر مدیریت
کاربر ویژه انجمن
سرپرست بخش
گرافیست انجمن
  
عضویت
21/4/19
ارسال ها
5,365
امتیاز واکنش
19,339
امتیاز
353
سن
18
زمان حضور
69 روز 21 ساعت 0 دقیقه
گفتی گندم ، نوشتم گندمزار
گفتی گل ، نوشتم گلزار
گفتی ستاره ، نوشتم کهکشان
گفتی بیا ، شوریده و دیوانه به سویت دویدم
هر کلامت را به توان ابدیت نوشتم
خواندم ، باور کردم
باور کردم که گندم تو یعنی گندمزار
گلت گلزار، ستاره ات کهکشان
تو تنها یاور تو تنها باور تو بهترین
تو والاترین ، تو مرهم زخمهای شبهای دلتنگی
اما این بار نوبت من است
تو بنویس گندمزار
یک دانه گندم هم بنویسی کافیست
کمی جایمان عوض می شود

انجمن رمان نویسی




اشعار نسرین بهجتی

 
  • تشکر
Reactions: *KhatKhati*
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا