خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

مجموعه اشعار کودک‌کار | FatiShoki کاربر انجمن رمان98

چطوره؟


  • مجموع رای دهندگان
    7

FatiShoki

کاربر رمان 98
کاربر عادی
عضویت
23/1/20
ارسال ها
74
امتیاز واکنش
1,357
امتیاز
93
سن
15
زمان حضور
8 روز 17 ساعت 43 دقیقه
«به نام خدا»
نویسنده: فاطمه شکرانیان
ژانر: تراژدی

باز باران بی ترانه
می‌کند اشکش روانه
می‌خورد بر بام خانه؟
گویا خانه‌ای نداره!
یادش آمد روز باران
نصف ظهری در خیابان
کرد او فریاد و اصرار
که ای وای!
منم من کودک کار!
کرد گردش روز شیرین
او چو برگشت خورد سیلی
از پی آن مرد پیری
کودکی ده ساله است او
روز‌ها دستش پر است او
پر ز گل، دستمال، اسپند
پر ز فال حافظ است او
با دو پای کودکانه
کرد اصرار آن جوانه
که بخر والا گران نیست
روزگار من سیاهیست
می‌پریدی از لـ*ـب جو؟
پرت می‌شد در خود جو!
آرزو دارد چه کوچک
تکه‌ای نان و لواشک
باز هر چند هم بگویی
هه چه کوچک!
وای باران زمانه!
نکنی اشکش روانه!
طفلکی خانه ندارد
کِی زند بر بام خانه؟
آخ که قلبم درد آمد
قلمم بی رنگ آمد
حرف آخر می‌زنم من
باز کودک بی‌بهانه
می‌کند اشکم روانه

:)
 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا