خوش آمدید به رمان ۹۸ | بهترین انجمن رمان نویسی

رمان ۹۸ با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است.
هدف ما همواره ایجاد محیطی گرم و صمیمی و دوستانه بوده
برای مطالعه کامل رمان‌ها و استفاده از امکانات انجمن
به ما بپیوندید و یا وارد انجمن شوید.

دل نوشته کتاب رفیق | ASaLi_Nh8ay کاربر رمان 98

ASaLi_Nh8ay

سرپرست بخش علم و فن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نگارشگر انجمن
  
عضویت
6/2/20
ارسال ها
3,540
امتیاز واکنش
5,220
امتیاز
248
سن
17
محل سکونت
خیابآن بَهآر | کوچه اُردی‌بهشت | پِلآکِ 1
زمان حضور
28 روز 1 ساعت 9 دقیقه
نون و سوگند به قلم و آنچه می‌نویسد.
نام دل‌نوشته: کتاب رفیق
نام نویسنده: ASaLi_Nh8ay


باز قلم را به دست می‌گیرم اما این‌‌بار جهت خط‌خطی کردن کاغذها.
گویا کلمات از من گریزان شده‌اند و عاجز شده‌ام از نوشتن یک جمله‌ی ساده!
عاجز شده‌ام از وصف خوشی‌ها و ناخوشی‌ها!
واژه‌ها با من همراه نمی‌شوند گویی همراه خوبی برایشان نبوده‌ام.
واج‌ها دیگر وزن مطلوبی را برایم به ارمغان نمی‌آورند.
و قلم با من همراهی نمی‌کند...
کجاست آن لـ*ـذت قلم که شاعران عاشقانه وصفش می‌کردند و نویسندگان زیرکانه تمجیدش می‌کردند؟
آن لـ*ـذت شروع چه‌شد؟

کتاب رفیق.jpg
 
آخرین ویرایش:

ASaLi_Nh8ay

سرپرست بخش علم و فن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نگارشگر انجمن
  
عضویت
6/2/20
ارسال ها
3,540
امتیاز واکنش
5,220
امتیاز
248
سن
17
محل سکونت
خیابآن بَهآر | کوچه اُردی‌بهشت | پِلآکِ 1
زمان حضور
28 روز 1 ساعت 9 دقیقه
***
بآز یک روز جدید
یک زندگی جدید.
روزی که تو آن را رقم خواهی زد.
مثل روز های قبل خورشید از سوی مشرق طلوع خواهد کرد.
راستی تاکنون طلوع طلایی رنگ خورشید را دیده‌ای؟! زیباست مگر نه؟!
زندگیمان را مدیون همین گوی زرد رنگی هستیم که هر روز با نوازشی از جنس پرتوهای سفید رنگ ما را بیدار می‌کند سپس به ما انرژی می‌دهد و در هنگام رفتنش سفارشمان را به مهتاب می‌کند.
اگر بخواهی برایت مادری مهربان و فرشته‌ای نگهبان را نام ببرم؛ پاسخ من این است "خورشید"
آری همان گوی زرد رنگی که هرروز در وسط آسمان بساطش را پهن می‌کند و جز تکراری بودن صفتی برایش نداریم!
می‌گویند زندگی زیباست!
می‌گویند زندگی زیباست اما نه برای آنان که غم‌هایشان را پشت نقاب لـ*ـبخند پنهان کرده‌اند.
اما من می‌گویم زندگی زیباست؛ برای همه زیباست.
فقط کافیست یک بار چشمانت را ببندی و سپس به تماشای تک درخت یا تک گل حیاط بپردازی.
کافیست یک بار پرتوهای سفید رنگ خورشید را ببینی که از لابه لای شاخه و برگ های درختان گذر کرده اند؛ زیباست.
میوه کالی را تماشا کنی که به صورت طبیعی به میوه‌ای رسیده تبدیل خواهد شد.
امروزم را با یک دید تازه نسبت به حیاط کوچکمان آغاز کردم. پرتوهای نور خورشید که از لابه لای شاخه و برگ های درختان گذر کرده بودند، مرا به شوق آورد. زیبا بود.
لحظه ای فکر کردم زندگی چه زیباست و ما زندگی را چقدر سخت می‌بینیم.
آن لحظه دلم می‌خواست من هم نوری از نورهای خورشید باشم که بازتابش می‌شود به سوی زمین و از لابه لای شاخه و برگ‌های درختان گذر می‌کند و نشاط بخش جان و روح آنان می‌شود.
زندگی زیباست با غم هایش، با شادی هایش.
یادمان باشد ما فقط یک بار زندگی می‌کنیم نه هزاران بار؛ پس قدر تک تک لحظه‌های زندگیمان را بدانیم و هر روز با یک دید جدید به تماشایش بنشینیم.

15/مردادماه /98
 
آخرین ویرایش:

ASaLi_Nh8ay

سرپرست بخش علم و فن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نگارشگر انجمن
  
عضویت
6/2/20
ارسال ها
3,540
امتیاز واکنش
5,220
امتیاز
248
سن
17
محل سکونت
خیابآن بَهآر | کوچه اُردی‌بهشت | پِلآکِ 1
زمان حضور
28 روز 1 ساعت 9 دقیقه
***
یک بار دیگر زندگی.
چشمانم را با نوازش نورهای خورشید باز می‌کنم. دلم هوای خانه‌های کاه‌گِلی را کرده است که هر روز صبح بخاطر شبنم صبحگاهی، بوی عطرشان در هوا پخش می‌شود.
دلم هوای قدم زدن در کوچه باغ‌های خاکی را کرده است؛ کوچه باغ‌های روستا.
دلم آن طراوت صبحگاهی در خانه‌های کاه‌گِلی را کرده است؛ طراوت باغچه‌ای که برگ‌های خیس شده آن‌ها خبر از وجود شبنم صبحگاهی می‌دهند.
هوای آن روزهایی که پا برهنه بر روی خاک می‌دویدیم اما اکنون به همان خاک فخر می‌فروشیم...
گل سرخی که در باغچه کوچک خانمان قرار دارد، توجه مرا جلب می‌کند. چقدر قشنگ‌تر از گل‌های دیگر خودش را نشان می‌دهد.
اما تقصیر گل که نیست! او انتخاب نکرده است که سرخ باشد یا سفید.
تقصیر گل نیست که زیبا باشد یا زشت!
نمی‌دانم نام این انتخاب‌هایی که خودمان در به وجود آمدنشان نقشی نداریم،چیست!
وارد باغچه کوچکمان که می‌شوم؛ عطر گل‌های رنگارنگ به مشامم می‌رسد. بوی خوش گل‌هایی که هر کدام یک زیبایی دارند؛ هر کدام به یک روش خودنمایی می‌کنند.
جمله‌ای از کتاب مورد علاقه‌ام در ذهنم تداعی می‌شود؛ جمله‌ای از کتاب شازده کوچولو.
شازده کوچولو مانند من یک گل سرخ داشت. گل او به خورشید فخر می‌فروخت اما گل من خورشید را با آ*غو*ش باز پذیرا می‌شود.
در کتاب شازده کوچولو خواندم :
"این دیوانگیست به خاطر خاری که شما را آزرده است، از تمام گل‌های سرخ متنفر باشید."
جمله زیباییست!
من گل سرخم را با عشق دوست دارم و هیچ گاه فراموش نخواهم کرد که من مسئول آن هستم؛ درست مانند شازده کوچولو که روباه قصه را اهلی کرد و مسئول روباهی شد که اهلی‌اش کرده است؛ یا درست مانند شازده کوچولو که نسبت به گل سرخش مسئول بود و از او محافظت می‌کرد.
یادمان باشد ما مسئول هرچه اهلی می‌کنیم هستیم؛ مسئول هرچه دوست داریم هستیم.

16/مرداد ماه /98​
 
آخرین ویرایش:

ASaLi_Nh8ay

سرپرست بخش علم و فن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نگارشگر انجمن
  
عضویت
6/2/20
ارسال ها
3,540
امتیاز واکنش
5,220
امتیاز
248
سن
17
محل سکونت
خیابآن بَهآر | کوچه اُردی‌بهشت | پِلآکِ 1
زمان حضور
28 روز 1 ساعت 9 دقیقه
***
کاش من آن جوانه‌ای بودم که در جهت تبدیل شدن به گلی زیبا رشد می‌کند و به هدفش می‌رسد.
کاش گیاه بودم تا به طور طبیعی هدف آفریده شدنم را کشف می‌کردم یا ای کاش...
در شانزده سال پیش خدا تصمیم گرفت مرا خلق کند و مرا در اولین روز از دومین ماه بهار خلق کرد.
اما نمی‌دانم چرا مرا لـ*ـبریز از احساسات آفرید که روزی حساس‌تر از روز قبل باشم. خدای من، نمی‌دانستی مهربانی کار دست مهربانان داده است؟ نمی‌دانستی که احساس من را به بازی خواهند گرفت و مرا آشفته می‌سازند؟
در این جهان بزرگ درست مانند غنچه‌ای تنها بر یک درخت کوچک در انتهای باغچه‌ای کوچک هستم.
غنچه‌ای که اندکی مهربانی و توجه می‌طلبد. غنچه‌ای تنها که هیچ‌گاه دیده نمی‌شود و تنها می‌ماند تا به گلی زیبا تبدیل شود و در آخر به سر حدی از خوشی که رسید؛ هدفش تمام می‌شود و سر خم می‌کند و می‌میرد!
کاش احساس همه ما آدمیان از جنس گل‌های زیبا و لطیف بود. گل‌هایی که خارهایشان آزارمان نمی‌دهند؛ گل‌هایی از جنس مهربانی و محبت.
اما حیف که هر کداممان بر روی جعبه‌ای بزرگ بنام تکبر ایستاده‌ایم و به خیال خودمان زندگیمان از خوب خوب‌تر است و از زیبا زیباتر..!
با خودم می‌گویم کاش همه‌ی ما مانند گل‌ها یک رنگ و یک چهره داشتیم؛ چه زشت و چه زیبا، باز هم یک چهره و یک رنگ داشتیم و مانند آفتاب پرستی نبودیم که هر روز به یک رنگ نمایان می‌شود.
اما ما آدم هستیم و هر روز یک نقاب بر چهره می‌زنیم و یک رنگ به خودمان می‌گیریم؛ گاهی شاد و گاهی اندوهگین...
ای کاش‌های من فراوان است اما ای کاش به واقعیت می‌پیوستند که امکانش وجود ندارد...
ای کاش قدر لحظه‌های مهربانی و محبت را بدانیم.
ای کاش مثل یک گل باشیم که با مهربانی و سرشار از محبت زندگی می‌کند و در برابر ظلم‌های این دنیا با همان مهربانی و احساسش از خودش دفاع و محافظت می‌کند.

17/مرداد ماه /98
 
آخرین ویرایش:

ASaLi_Nh8ay

سرپرست بخش علم و فن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نگارشگر انجمن
  
عضویت
6/2/20
ارسال ها
3,540
امتیاز واکنش
5,220
امتیاز
248
سن
17
محل سکونت
خیابآن بَهآر | کوچه اُردی‌بهشت | پِلآکِ 1
زمان حضور
28 روز 1 ساعت 9 دقیقه
***
چند لحظه سکوت...
سکوت بخاطر لحظات شادی که گذشتند.
سکوت بخاطر لحظاتی که در پوچی تلف شدند؛ لحظاتی که باید می‌خندیدیم اما بغض کردیم.
لحظات ناب تکراری نشدنیمان.
امروز را حسرت می‌خوریم که چرا دیروز را شاد نبودیم و حسرت فردا را می‌خوریم که چرا نمی‌سازیمش.
زندگی معادله خوشبختی است که هنوز قادر به حل کردنش نشده‌ایم اما تلاش...​

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.

 
آخرین ویرایش:

ASaLi_Nh8ay

سرپرست بخش علم و فن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نگارشگر انجمن
  
عضویت
6/2/20
ارسال ها
3,540
امتیاز واکنش
5,220
امتیاز
248
سن
17
محل سکونت
خیابآن بَهآر | کوچه اُردی‌بهشت | پِلآکِ 1
زمان حضور
28 روز 1 ساعت 9 دقیقه
***
شاد اما خسته.
دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم؛ شاید آنقدر بزرگ است که نمی‌توانیم آنچه که میشخواهیم را بیابیم یا آنقدر بزرگ است که خسته می‌شویم از این بزرگی بی‌انتها؛ شاید هم دنیا آنقدر کوچک است که از این کوچکی خسته می‌شویم.
بیچاره دنیا!
بزرگ باشد از او خسته می‌شویم و کوچک هم باشد باز خسته می‌شویم!
گاهی می‌گوییم کاش دنیا...​

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.

 
آخرین ویرایش:

ASaLi_Nh8ay

سرپرست بخش علم و فن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نگارشگر انجمن
  
عضویت
6/2/20
ارسال ها
3,540
امتیاز واکنش
5,220
امتیاز
248
سن
17
محل سکونت
خیابآن بَهآر | کوچه اُردی‌بهشت | پِلآکِ 1
زمان حضور
28 روز 1 ساعت 9 دقیقه
***
شهریور با تمام زیبایی‌اش و گرمای دلپذیرش رو به اتمام است.
روزهای پایانی که دلگیر می‌پنداریمش و غافل می‌شویم از زیبایی‌های روزهای آخرِ آخرین زاده تابستان.
غافل میششویم از لحظات خوب و غافل می‌شویم از روزهای خوب.
اما چرا دلگیر؟ چرا غافل شویم و بعد ها بخواهیم ندای آه و افسوس سر بدهیم؟
مگر بدی آخرین روزهای گرم شهریور چیست؟...​

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.

 
آخرین ویرایش:

ASaLi_Nh8ay

سرپرست بخش علم و فن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نگارشگر انجمن
  
عضویت
6/2/20
ارسال ها
3,540
امتیاز واکنش
5,220
امتیاز
248
سن
17
محل سکونت
خیابآن بَهآر | کوچه اُردی‌بهشت | پِلآکِ 1
زمان حضور
28 روز 1 ساعت 9 دقیقه
***
بهار با شکوفه‌های بهاری‌اش، روزی آمد اما روزی تمام شد.
شکوفه‌های بهاری به میوه‌های تابستانی تبدیل شدند. آری تابستان آمد!
تابستانی که کودکان دبستانی دل‌هایشان بی‌تاب برای آمدنش بود و شور و ذوقی فراوان برایش داشتند.
تابستانی که نوجوانان، آن را زمانی برای استراحت می‌دیدند و بی‌تاب بودند تا بیاید و از امتحانات سخت و دشوار...​

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.

 

ASaLi_Nh8ay

سرپرست بخش علم و فن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نگارشگر انجمن
  
عضویت
6/2/20
ارسال ها
3,540
امتیاز واکنش
5,220
امتیاز
248
سن
17
محل سکونت
خیابآن بَهآر | کوچه اُردی‌بهشت | پِلآکِ 1
زمان حضور
28 روز 1 ساعت 9 دقیقه
***
کودکی همان لحظات شادی بودند که گذشتند و اکنون خاطره شده‌اند.
خاطراتی که هنگامی که به یادشان می‌آوریم، افسوسش را می‌خوریم و با خود می‌گوییم "چه زود گذشت دوران کودکیمان."
اما مگر این خودمان نبودیم که هرروز با خود می‌گفتیم "کاش هرچه سریع تر بزرگ شویم." یا "کاش این دوران روزی تمام شود."
این روزها که آدم یک به یک نقاب‌هایشان از...​

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.

 

ASaLi_Nh8ay

سرپرست بخش علم و فن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش
نگارشگر انجمن
  
عضویت
6/2/20
ارسال ها
3,540
امتیاز واکنش
5,220
امتیاز
248
سن
17
محل سکونت
خیابآن بَهآر | کوچه اُردی‌بهشت | پِلآکِ 1
زمان حضور
28 روز 1 ساعت 9 دقیقه
***
قاصدک را تماشا می‌کردم که نسیم صبحگاهی شروع به وزیدن کرد. قاصدک تکان می‌خورد.
یک لحظه با خود اندیشیدم که باد چقدر پست است!
یک لحظه باد را چون آدمانی خاکی دیدم که بوی از آدمیت نبرده‌اند و فقط نام یک آدم را بر روی خود گذاشته‌اند.
به راستی چقدر آفتاب پرست‌های این زمانه زیاد شده‌اند. به قدری فراوان‌اند که هرکجا می‌توانی اثری...​

برای خواندن متن کامل و مشاهده محتوا
باید ثبت نام کنید و یا وارد اکانت خود شوید.

 
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا