بستن اطلاعیه

*فراخوان*

سلام مهمان عزیز

از لینک زیر دیدن فرمایید:

فراخوان: خانواده ی رمان 98

بستن اطلاعیه

*فراخوان*

سلام مهمان عزیز

از لینک زیر دیدن فرمایید:

فراخوان: تکمیل کادر انجمن

مشاعره با حرف ا

شروع موضوع توسط دختر بازیگوش ‏1/7/19 در انجمن مشاعره

  1. دختر بازیگوش

    دختر بازیگوش مدیر ویرایش + منتقد عضو کادر مدیریت مدیر تالار انجمن منتقد انجمن

    ارسال ها:
    131
    تشکر شده:
    621
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    !
    محل سکونت:
    مرز جنون

    در این جا بیت‌هایی که با حرف ا شروع می‌شوند و برای مشاعره کاربرد دارند گذاشته می‌شود
    .​

    اسپم ممنوع.
     
    Es_shima، Zahra.frhni و Habib از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Habib

    Habib دوستدار انجمن رمان 98 کاربر عادی

    ارسال ها:
    196
    تشکر شده:
    1,406
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    حرافی
    محل سکونت:
    در قعر چاه کتاب
    ای صاحب کرامت، شکرانه‌ی سلامت
    روز تفقدی کن درویش بی نوا را

    ٭٭٭
    آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
    با دوستان مروت با دشمنان مدارا
     
    Zahra.frhni و mohamad_h از این پست تشکر کرده اند.
  3. دختر بازیگوش

    دختر بازیگوش مدیر ویرایش + منتقد عضو کادر مدیریت مدیر تالار انجمن منتقد انجمن

    ارسال ها:
    131
    تشکر شده:
    621
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    !
    محل سکونت:
    مرز جنون
    آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
    ای عقلِ عقلِ عقلِ من ای جانِ جانِ جانِ من
    مولانا

    ******

    آنکه به دل اسیرمش
    در دل و جان پذیرمش
    گر چه گذشت عمر من
    باز ز سر بگیرمش
    مولانا

    *********

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و دل داند و من

    خاک من گل شود و گل شکفد از گل من

    تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من
    مولانا

    *********

    از آتش عشق در جهان گرمی ها

    وز شیر جفاش در وفا نرمی ها

    زان ماه که خورشید از او شرمنده‌ ست

    بی شرم بود مرد چه بی شرمی ها
    مولانا

    *********

    اندر دل بی وفا غم و ماتم باد

    آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

    دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

    جز غم که هزار آفرین بر غم باد
    مولانا

    ************

    از دل تو در دل من نکته‌ هاست
    آه چه ره است از دل تو تا دلم
    گر نکنی بر دل من رحمتی
    وای دلم وای دلم وا دلم

    مولانا

    *************

    آن وقت که بحر کل شود ذات مرا

    روشن گردد جمال ذرات مرا

    زان می‌سوزم چو شمع تا در ره عشق

    یک وقت شود جمله اوقات مرا
    مولانا

    ****************


    اندر سر ما همت کاری دگر است
    معشوقه خوب ما نگاری دگر است

    والله که به عشق نیز قانع نشویم

    ما را پس از این خزان بهاری دگر است
    مولانا
     
    Es_shima، Zahra.frhni و Habib از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Zahra.frhni

    Zahra.frhni مترجم آزمایشی کاربر عادی

    ارسال ها:
    427
    تشکر شده:
    506
    امتیاز دستاورد:
    108
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    تهران
    الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
    که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

    «حافظ»

    ********

    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

    «حافظ»

    **********


    آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
    این چراغی است کزین خانه به آن خانه برند

    «حافظ»

    ***************

    ای خــدای باعــطای باوفـــــا
    رحم کــن بر عمر رفــته در جفـــــا

    «مولانا»

    ***********

    اظهار عجز پیش ستمگر نکن از آنک
    اشک کباب مایه طغیان آتش است

    «صائب تبریزی»

    **************

    از این پنج شین روی رغبت متاب
    شب و شاهد و شمع و شهد و شراب

    «فردوسی»

    ***********

    آتش است این بانگ نای و نیست باد
    هر که این آتش ندارد نیست باد

    «مولانا»

    **************

    ای دل چه اندیشیدهای در عذر آن تقصیرها
    زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا

    «مولانا»

    ***************

    از دوســـــــت به یادگــــار دردی دارم
    که آن درد به صد هزار درمان ندهم

    «مولانا»
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏14/7/19
    Es_shima و دختر بازیگوش از این پست تشکر کرده اند.
  5. دختر بازیگوش

    دختر بازیگوش مدیر ویرایش + منتقد عضو کادر مدیریت مدیر تالار انجمن منتقد انجمن

    ارسال ها:
    131
    تشکر شده:
    621
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    !
    محل سکونت:
    مرز جنون
    از مایه بیچارگی قطمیر مردم میشود
    ماخولیای مهتری سگ میکند بلعام را

    سعدی

    *************

    اگر مراد تو اي دوست، بي مرادي ماست
    مراد خويش دگرباره نخواهم خواست

    سعدی

    ***********


    ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
    ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

    گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
    چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

    سعدی

    **************


    ای خردمندکه گفتی نکنم چشم به خوبان
    به چه کارآیدت آن دل که به خوبان نسپاری؟

    سعدی

    *************
    ای ساربان اهسته رو کارام جانم میرود
    وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود

    سعدی

    ************

    ای بلبـل اگـر نالی من با تو هم آوازم
    تو عشق گلی داری من عشق گل اندامــی

    سعدی

    *************

    از هر چه می‌ رود سخن دوست خوش ترست
    پیغام آشنا نفس روح پرورست

    هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ ای
    من در میان جمع و دلم جای دیگرست

    سعدی

    *****************

    از در درآمدی و من از خود به درشدم
    گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

    گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
    صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

    سعدی

    ***********

    ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای
    وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای

    ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من
    لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای

    سعدی

    ****************

    آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود
    نقش او در چشم ما هر روز خوش‌تر می‌شود

    سعدی

    **************

    این همه دلبندی و خوبی تو را
    موضع نازست و غرور ای صنم

    سروبنی خاسته چون قامتت
    تا ننشینیم صبور ای صنم

    این همه طوفان به سرم می‌رود
    از جگری همچو تنور ای صنم

    سعدی از این چشمه حیوان که خورد
    سیر نگردد به مرور ای صنم

    سعدی

    **************

    آنان که به گیسو دل عشاق ربودند
    از دست تو در پای فتادند چو گیسوی

    تا عشق سرآشوب تو همزانوی ما شد
    سر برنگرفتم به وفای تو ز زانوی

    سعدی

    ***************

    ای خردمندکه گفتی نکنم چشم به خوبان
    به چه کارآیدت آن دل که به خوبان نسپاری؟

    سعدی


     
    Zahra.frhni و Es_shima از این پست تشکر کرده اند.
بارگذاری...

کاربرانی که از این موضوع بازدید کرده اند (تعداد: 7)